واما فرزند پس اگر طرفين عالم بوده اند به حرمت دخول ، آن فرزند ولد زنا است
وملحق به هيچ كدام نمىشود .
واگر هر دو جاهل بودند ، فرزند ملحق به هر دو مىشود . واگر أحدهما جاهل بوده
وديگرى عالم ، فرزند ملحق به جاهل مىشود ، نه عالم .
354 : سؤال : شخصي از براي ولد سفيه خود صبيه شخصي را به عقد در آورد .
وسفيه مزبور أو را تصرف نموده . تا يك سال قرار وآرامى داشته ، وبعد زوجه خود را
وا گذشته رفته است . والحال دو سه سال است كه مفقود الخبر است ومعلوم نيست به
كجا رفته است . وزوجه مزبوره در كمال معطلى واضطراب مىباشد . آيا زوجه مزبوره
مىتواند در خصوص حق الصداق خود رجوع به والد سفيه مزبور نمايد يا نه ؟
وديگر بعضي أجناس در حين عقد به رسم تعارف به زوجه مزبوره رد نموده اند از
قبيل صندوق وپيه سوز وطاس وآفتابه لگن ( وأسباب ديگر كه احتياج به تفصيل نيست )
به زوجه مزبوره داده اند كه بالفعل در يد زوجه مزبوره است . آيا تمليك شرعي از براي
زوجه در أسباب مزبوره هست يا نه ؟ وآيا زوجه مزبوره را به خصوص نفقه وكسوه
سخنى به والد سفيه هست يا نه ؟ - ؟
جواب : ظاهر اين است كه مراد سائل از سفيه مجنون است . وهم چنين ظاهر اين
است كه جنون أو متصل به صغر بوده ودر چنين صورتي از براي پدر ولايت نكاح هست
بي اشكال . واما حكايت صداق : پس ظاهر اين است كه هر گاه پدر از مال خود صداق
نكرده ، صداق بر ذمه مجنون باشد ، خواه مالي داشته باشد يا نه . واين مانند صغير
نيست كه هر گاه پدر زنى براي أو بگيرد وصغير مالي نداشته باشد ، صداق زوجه أو در
ذمه پدر است . بلى اگر مجنون مالي دارد ، زوجه مطالبه صداق خود را از مال أو مىتواند
كرد . وهم چنين است كلام در نفقه وكسوه كه اگر مجنون مالي دارد مطالبه مىتواند
كرد . والا فلا .
واما اشيائى كه پدر مجنون از براي زوجه فرستاده وزوجه هم اقرار دارد ، يا به ثبوت
برسد كه آن أموال را به خانه زوجه فرستاده ، پس اگر بروجه لازمى منتقل كرده ، مال
زوجه است ، . والا رجوع مىتواند كرد اگر باقي باشد آن مال ها . واين محتاج است به
مرافعه . والله العالم .