تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
أو . ومادر زن بر شوهر حرام است مطلقا ، ودختر زن هم بر شوهر مادر أو حرام است - به شرط دخول - ابدا . وبدون دخول ، جمعا . وگاه است كه كسى توهم كند كه : متبادر از ( معقوده پسر ) آن است كه ( پسر بالفعل ) باشد حين العقد ، هر چند در حبائل عقد ثاني نباشد . پس اين داخل نيست . چون پسر بودن ، بعد عقد حاصل شده به سبب رضاع . واين مندفع است به اين كه : در باب الحاق رضاع لاحق اكتفا به همين قدر مىكنند . چنان كه در حرمت دخترى كه مادر أو شير بدهد فرزند دختر را ، حكم كرده اند به حرمت دختر به شوهر [ ش ] . به جهت ادخال آن در ( نكاح أبى المرتضع در أولاد صاحب لبن ، وحال آن كه أبى المرتضع بودن ، بعد نكاح حاصل شده . چون پيش از آن مرتضع مفقود بود . وتضايف ، فرع وجود منتسبين است .
347 : سؤال : زيد دخترى را كه ( تخمينا ) هشت سال ، يا نه سال داشته به عمرو نموده كه عمرو آن دختر را به نكاح خود در آورد . وبعد دختر ديگر فاطمه نام را كه ( تخمينا ) سى چهل سال داشته به جهت عمرو عقد نموده . وعمرو فاطمه را رؤيد كرد ديد كه آن نيست كه سابق به أو نموده بوده اند . والحال فاطمه مدعيه است كه ( من زن تو مىباشم به علت آن كه از من اذن خواستند به جهت تو ومرا عقد كردند ) . وعمرو مىگويد كه ( من به اعتقاد آن كه تو آن دختر هشت نه سال هستى قبول كردم تو را به عقد ، والا قبول نمىكردم ) . بيان فرمايند كه مدعى ومدعى عليه كدام است ؟ وحكم شرعي آن چه چيز است ؟ وقسم متوجه زوج است يا زوجه ؟ جواب : زوجه مدعيه است وزوج مدعى عليه . وبا فقد بينه زوج بايد قسم ياد كند كه ( من كسى را در عقد تو وكيل نكرده أم وقبول عقد تو نكرده أم ) . وظاهر اين است كه صداقى هم بر زوج نيست ، ونه بر وكيل زوجه ونه بر وكيل زوج در قبول عقد . بلى اگر زوج وكيل كرده باشد احدى را كه ( دختر كوچك عمرو را براي من تزويج كن ) ، ووكيل برود ودختر بزرگ أو را تزويج كند وبعد از آن كه زوج مطلع شود انكار كند وقسم ياد كند ، در آنجا اظهر اين است كه بعد از حكم به بطلان عقد لازم است بر وكيل زوج كه نصف صداق را تسليم زوجه كند . واما هر گاه وكلا زوجه بگويند كه ما وكيليم از جانب همان دخترى كه زيد وعده كرده بود به زوج ، وصيغه ايجاب بگويند ووكيل زوج به همان ادعا قبول تزويج كند ، در اينجا معلوم نيست كه بر وكيل لازم باشد چيزى از مهر ونه بر وكلاى زوجه .