مثلا با همين ناخوشى أو در خانه أو بوده ، حال به مجرد فهميدن اين كه جنون سابق بر
عقد موجب فسخ نكاح است ، مىتواند كه فورا فسخ نكاح نموده شوهر ديگر اختيار
نمايد ؟ يا اين كه طبيب حاذق بايد تشخيص بين جنون واغما داده حكم به جنون شخص
مزبور نمايد تا زوجه مزبوره قادر بر فسخ گردد ؟ . ودر صورت حكم به جنون ، در حكم به
انفساخ ، حضور ووجود حاكم جامع شرايط فتوى هم شرط است يا نه ؟
جواب : محض اغما جنون نيست . وجنونى كه موجب فسخ مىشود جنونى است
كه قبل از عقد بوده . وجنون حادث بعد از عقد كه موجب فسخ مىشود جنونى است كه
به سبب آن أوقات صلاة را نشناسد . وبعد از ثبوت جنون ، فسخ زوجه موقوف به حضور
حاكم نيست . وخيار فسخ فورى است مگر در صورت جهل به خيار يا به فوريت آن .
346 : سؤال : زينب وهند هر دو زوجه زيدند . وقبل از اين هند صيغه خوانده طفل
صغير عمرو بوده به عقد متعه به جهت محرميت . بعد از انقضاى مدتي شوهر نمود به زيد
به عقد دوام . حال كه زينب كه زوجه ديگر زيد است شير داده است به طفل عمرو كه قبل
از اين هند معقوده آن [ طفل ] بوده ، وبه حد رضاع شرعي شير داده است . آيا شير دادن
زينب بر اين [ طفل بر ] هند ضرر دارد الحال كه زوجه زيد است ، يا نه ؟
جواب : أولا اين كه عقد متعه محض به جهت محرميت پدر يا مادر - مثل اين كه صغيره
را يك ساعت عقد كند از براي محرميت مادر أو ، يا ضعيفه [ اى ] را از براي صغيرى عقد
كنند به جهت محرم شدن بر پدر - كه به هيچ نحو تمتعى از آنها متصور نباشد ، صحت آن
معلوم نيست ، وترتب آثار بر آن دليلي ندارد . هر چند أحوط عمل به مقتضاى آن است .
پس اگر فرض كنيم كه عقد متعه بروجه صحيحي بوده 1 والحال زينب از شير شوهر خود
صغير عمرو را شير داده كه اين صغير شوهر هند بود . پس ظاهر اين است كه هند بر
شوهر خود حرام مىشود . به جهت آن كه معقوده فرزند نسبى بر پدر حرام است . پس
ارتضاع هم حرام خواهد بود و ( الرضاع يبطل النكاح سابقا كما يحرم لاحقا )
واز جمله فروع اين مسأله است كه شخصي زنى داشته باشد مرضعه ، وزنى ديگر
عقد كند صغيره رضيعه ، وبعد عقد ، كبيره صغيره را شير بدهد از شير شوهر خود ، عقد
هر دو باطل ، ومحرم ابدى مىشوند . چون كبيره مادر زن أو مىشود وصغيره دختر زن
هامش
1 - فرضا بر أساس فتواى مجتهدي انجام يافته كه چنين عقدي را صحيح مىدانست .