تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
مثلا با همين ناخوشى أو در خانه أو بوده ، حال به مجرد فهميدن اين كه جنون سابق بر عقد موجب فسخ نكاح است ، مىتواند كه فورا فسخ نكاح نموده شوهر ديگر اختيار نمايد ؟ يا اين كه طبيب حاذق بايد تشخيص بين جنون واغما داده حكم به جنون شخص مزبور نمايد تا زوجه مزبوره قادر بر فسخ گردد ؟ . ودر صورت حكم به جنون ، در حكم به انفساخ ، حضور ووجود حاكم جامع شرايط فتوى هم شرط است يا نه ؟ جواب : محض اغما جنون نيست . وجنونى كه موجب فسخ مىشود جنونى است كه قبل از عقد بوده . وجنون حادث بعد از عقد كه موجب فسخ مىشود جنونى است كه به سبب آن أوقات صلاة را نشناسد . وبعد از ثبوت جنون ، فسخ زوجه موقوف به حضور حاكم نيست . وخيار فسخ فورى است مگر در صورت جهل به خيار يا به فوريت آن .
346 : سؤال : زينب وهند هر دو زوجه زيدند . وقبل از اين هند صيغه خوانده طفل صغير عمرو بوده به عقد متعه به جهت محرميت . بعد از انقضاى مدتي شوهر نمود به زيد به عقد دوام . حال كه زينب كه زوجه ديگر زيد است شير داده است به طفل عمرو كه قبل از اين هند معقوده آن [ طفل ] بوده ، وبه حد رضاع شرعي شير داده است . آيا شير دادن زينب بر اين [ طفل بر ] هند ضرر دارد الحال كه زوجه زيد است ، يا نه ؟ جواب : أولا اين كه عقد متعه محض به جهت محرميت پدر يا مادر - مثل اين كه صغيره را يك ساعت عقد كند از براي محرميت مادر أو ، يا ضعيفه [ اى ] را از براي صغيرى عقد كنند به جهت محرم شدن بر پدر - كه به هيچ نحو تمتعى از آنها متصور نباشد ، صحت آن معلوم نيست ، وترتب آثار بر آن دليلي ندارد . هر چند أحوط عمل به مقتضاى آن است . پس اگر فرض كنيم كه عقد متعه بروجه صحيحي بوده 1 والحال زينب از شير شوهر خود صغير عمرو را شير داده كه اين صغير شوهر هند بود . پس ظاهر اين است كه هند بر شوهر خود حرام مىشود . به جهت آن كه معقوده فرزند نسبى بر پدر حرام است . پس ارتضاع هم حرام خواهد بود و ( الرضاع يبطل النكاح سابقا كما يحرم لاحقا ) واز جمله فروع اين مسأله است كه شخصي زنى داشته باشد مرضعه ، وزنى ديگر عقد كند صغيره رضيعه ، وبعد عقد ، كبيره صغيره را شير بدهد از شير شوهر خود ، عقد هر دو باطل ، ومحرم ابدى مىشوند . چون كبيره مادر زن أو مىشود وصغيره دختر زن
هامش
1 - فرضا بر أساس فتواى مجتهدي انجام يافته كه چنين عقدي را صحيح مىدانست .