تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
بلكه دعوى اجماع در آن مكرر شده كه عقد دومى در اين صورت باطل است . وصحيحه زراره هم بر آن دلالت دارد ( قال : سألت أبا جعفر - ع - عن رجل تزوج بالعراق امرأة ثم خرج إلى الشام فتروج امرأة أخرى فإذا هي أخت امرأته التي بالعراق . قال : يفرق بينه وبين المرأة التي تزوجت بالشام ولا يقرب المرأة العراقية حتى تنقضى عدة الشامية ) . 1 واز آنچه گفتيم معلوم شد كه هر گاه بر سبيل تعاقب نكاح كند ، نكاح دومى باطل است . وهر گاه به دومى وطى كرده بايد عده بدارد . مثل اين كه از روى جهالت بوده ونمىدانسته كه خواهر أولى است ، به أولى دخول نمىتواند كرد تا عده دومى منقضى شود . ومخالف در اين مسأله ابن إدريس است كه متمسك به أصل شده ووجهي از براي آن نيست با وجود حديث صحيح . واين جواب مسأله دوم است . واما مسأله سوم : هر گاه زن خود را طلاق بگويد وخواهد خواهر أو را بگيرد ، پس اگر طلاق أو ( بائن ) است جايز است نكاح خواهر أو قبل از انقضاى عده ، وظاهرا در آن خلافي نيست . واخبار مستفيضه دلالت دارد بر آن . 2 واگر طلاق رجعي است جايز نيست نكاح خواهر أو تا عده منقضى شود . ودر اين هم خلافي نيست . واخبار مستفيضه دلالت دارد بر آن . 3 وفحواى صحيحه زراره هم دلالت دارد بر آن . 4 واما عده متعه : پس در آن خلاف است ومنقول از أكثر أصحاب اين است كه آن در حكم عده طلاق بائن است . ومفيد وصدوق وكيدرى قائل اند به عدم جواز . بلكه ظاهر شيخ هم در استبصار اين است هر چند در أول گفته است كه ( هر چيزى كه در كتابها يافته مىشود شايد صحيح باشد ) ودر آخر گفته است كه ( جايز است كه اين مختص متعه باشد ) . ودليل اين جماعت صحيحه حسين بن سعيد است ( قال : قرأت في كتاب رجل إلى أبى الحسن الرضا - ع - : الرجل يتزوج المرأة متعه إلى اجل مسمى فينقضى الاجل بينهما ، هل تحل له ان ينكح أختها قبل ان ينقضى عدتها ؟ فكتب : لا يحل له ان يتزوجها حتى تنقضى عدتها ) . 5 وهمين حديث را كلينى وابن بابويه نيز روايت كرده اند . و
هامش
1 - همان مرجع : باب 26 ح 1 . 2 و 3 - وسائل : ج 14 ، أبواب العدد ، باب 48 ح 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 . وج 15 ، أبواب ما يحرم بالمصاهرة ، باب 28 ح 1 و 2 . 4 - وسائل : أبواب ما يحرم بالمصاهرة ، باب 26 ، ح 1 . 5 - همان مرجع : باب 27 ح 1 .