تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
مذكور . آيا صحيح است - بنابر اين كه مورد حديث مذكور بعد وقاع ومراد از آن برائت رحم بوده - ؟ يا آن كه صحيح نيست وحديث موقعش عام است ومحمول بر تعبد خواهد بود - ؟ . جواب : حديثي كه در طلاق مسترابه وارد شده روايت داود بن أبي يزيد عطار است ( عن بعض أصحابنا عن الصادق - ع - : قال : سألته عن المرأة يستراب بها ومثلها تحمل ومثلها لا تحمل ولا تحيض وقد واقعها زوجها ، كيف يطلقها إذا أراد طلاقها ؟ قال : ليمسك عنها ثلاثة اشهرثم يطلقها ) 1 . وصحيحه إسماعيل بن سعيد اشعرى ( قال : سألت الرضا - ع - عن المسترابة من المحيض كيف تطلق ؟ قال : تطلق بالشهور ) 2 . وبدان كه اتفاق كرده اند علما ( چنان كه از محقق وعلامه ظاهر مىشود ) بر اين كه حيض ونفاس در احكام مساوى اند ، الادراقل وأكثر ، ودر رجوع به عادت نسا روايات وتميز ودر مضى أقل الطهر بين النفاسين . پس بنابر اين چنان كه شرط است در صحت طلاق اين كه در حال حيض نباشد ، شرط است كه در حال نفاس هم نباشد . واخبارهم به خصوص دلالت دارند . 3 وهم چنان كه صحيح است طلاق بعد از انقطاع حيض ودخول در طهر به شرط عدم مواقعه ، همچنين است در نفاس . ودلالت مىكند بر آن موثقه أبو العباس ( قال : سألت أبا عبد الله - ع - عن رجل طلق امرأته بعد ما ولدت وطهرت وهى امرأته لا ترى دما ما دامت ترضع ، ماعدتها ؟ قال : ثلاثة اشهر ) . 4 وترك استفصال وتقرير معصوم دلالت دارد بر اين كه طلاق بعد حصول طهر از نفاس ، صحيح است ، وانتظار گذشتن سه ماه ضرور نيست . بلى دلالت دارد بر اين كه عده آن زن سه ماه است ، چون مسترابه است به سبب رضاع . وفتواى علما هم اين است كه هر گاه وقاعى حاصل شده باشد طلاق جايز نيست تا سه ماه بگذرد . ومفروض در اينجا اين است كه وقاعى بعد از نفاس حاصل نشده ، وحكم وقاع از ولادت منقطع شده به سبب نفاس ، خصوصا حكمت در اين مكث طهور برائت رحم است . واز اين جهت است كه بر ( مستبين الحمل ) انتظارى ضرور نيست ودر
هامش
1 - وسائل : ج 15 ، أبواب مقدمات الطلاق وشرائطه ، باب 40 ح 1 . 2 - همان مرجع ، أبواب العدد ، باب 4 ح 17 . 3 - همان مجلد : أبواب مقدمات الطلاق ، باب 8 . 4 - همان مرجع : أبواب العدد ، باب 4 ح 6 .