تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
همين نحو بايد باشد كه قسم بخورد كه زوج مجبور نبود به طلاق ، وبه رضا طلاق گفت .
328 : سؤال : هر گاه كسى فضولا نكاحي كرد براي زيد وزيد بعد از اطلاع امضا نكرد واظهار كراهت كرد ، وبعد از مدتي گفت ( الحال راضى شدم ) آيا صحيح است يا باطل ؟ - ؟ جواب : ظاهر اين است كه باطل است . چون فضولي خلاف أصل است ودليلي بر صحت آن نيست مگر با اجازه بعد اطلاع . غايت امر اين كه سكوت مبطل آن نباشد . اما اظهار كراهت : پس ظاهر اين است كه به مجرد اظهار كراهت باطل مىشود . وكلام مفيد در مقنعه صريح است در آنجا كه گفته است در عقد غير ولى صغيره را ، كه ( هر گاه بزرگ شود واجازه كند صحيح است . واگر ابا كند باطل مىشود ) ودر مختلف اين را نسبت به جمع كثيرى از علما داده - پس بنابر اين ، دليلي نيست بر اين كه رضاى بعد اظهار كراهت ، تصحيح عقد سابق كند . واگر آن عقد باطل نشده بود پس بايد كه جايز نباشد شوهر كردن آن زن به ديگرى . چون از جانب أو لازم بود واز جانب فضولي متزلزل .
329 : سؤال : نفقه فرزند بعد از پدر بر كيست ؟ . ونفقه والدين بر كيست ؟ جواب : نفقه فرزند هر گاه غنى باشد در مال خود أو است ، خواه صغير باشد وخواه كبير . وهر گاه فقير باشد ، بر پدر واجب است به اجماع ( چنان كه جمعى دعوى كرده اند ) وآية ( فان أرضعن لكم فآتوهن أجورهن 1 هم دلالت دارد . وقائل به فرقى نيست ما بين اجرت رضاع وغير آن . وحكايت هند زوجه أبو سفيان كه شكوه كرد بر رسول خدا ( ص ) از دست أبو سفيان كه نفقه به أو واولادش نمىدهد ، آن حضرت فرمود ( خذي ما يكفيك وولدك بالمعروف ) ، 2 با ترك استفصال از غنى وفقر هند . وهر گاه پدر نباشد ، يا باشد وقادر نباشد : پس لازم است نفقه بر پدران پدر هر چند به صد پشت بالا روند ، با تقديم الأقرب فالا قرب . به دليل اجماع چنان كه جمعى دعوى كرده اند . وآنچه نقل شده است از مبسوط ( با اشعار به اين كه مذهب شيعه اين است ) كه گفته است كه ( مادر پدر مقدم است بر پدران پدر هر گاه ابعد باشند از مادر پدر در مرتبه .
هامش
1 - آيهء 6 سورهء طلاق . 2 - كنز العمال : 8 ص 303 .