نمىتواند شد . واحتياج به طلاق هم ندارد . وهر گاه اكراه در نكاح به ثبوت نرسد زوجه
زن آن مرد است ، وغير تسلط قسمي به شوهر ، ندارد . پس هر گاه بعد أو را طلاق گفت
هم حكم مىشود به مفارقت بين آنها . وهر گاه زوج مدعى شود كه در طلاق مجبور بودم ، وشاهدي نداشته باشد ، وزن بگويد به رضا بود ، قول زوجه مقدم است با يمين ، وقسم
[ را ] كه خورد هر جا كه خواهد شوهر مىكند . مگر اين كه دعوى زوجه به اجبار ، مقرون به
قرينه صدق باشد ( مثل اين كه محبوس باشد يا در دست ظالم متغلبى باشد ) كه در آن وقت
ظاهر اين است كه قول زوج مقدم است با يمين . واين مطالب چون محتاج است به
مرافعه ، هر كس أهل مرافعه است حكم را مىداند .
327 : سؤال : شخصي زنى را به عقد نكاح خود در آورد ، قبل از دخول آن زن را
طلاق شرعي بدهد ، وبعد از طلاق آن شخص مطلق پشيمان شده مىگويد ( من مجبور
بودم به طلاق وبه فرموده شخص آمر جابرى من زن خود را طلاق گفتم ) . آيا اين سخن
مرد شرعا مسموع است ؟ يا صورت ندارد ؟ ودر صورت عجز از بينه وعدم اثبات جبريت
خود ، غير از قسم تسلط بر زن مطلقه دارد يا نه ؟ ومى تواند بعد از قسم ، زن مسطوره
مطلقه را شرعا مانع شود كه شوهر اختيار بكند ؟ وزن بعد از قسم خوردن اختيار دارد كه
به شوهر برود يا نه ؟ وطريقه قسم خوردن را قلمي فرمائيد كه زن چه نحو قسم بخورد
تا خلاص شود ؟ . وهمه كس اين زن را مىتواند بعد از قسم خوردن به عقد نكاح در
آورد ؟ يا مخصوص به آنهائى است كه علم واطلاع بر اين مقدمه نداشته باشند ؟ .
جواب : قول زوج به مجرد دعوى اكراه بر طلاق - هر گاه بينه نباشد - مقدم داشته
نمىشود بر قول زوجه هر گاه زوجه منكر اكراه بر طلاق باشد ( بلكه ) قول زوجه مقدم
است بايمين ، مگر اين كه قرينه بر صدق زوج باشد ( مثل اين كه در دست ظالمي باشد ، يا
محبوس باشد وادعاى اكراه كند ) در آنجا ظاهر اين است كه قول أو مقدم باشد بايمين .
هر گاه قرينه بر صدق زوج نباشد ، زوجه قسم بخورد هرجا كه خواهد شوهر مىكند
وهيچ كس مانع أو نمىشود . هر كس كه بر أو معلوم نشده كه زوجه مجبور بوده به طلاق ، آن
زن را مىتواند بگيرد .
واما كيفيت قسم : پس چون اين أمور مرافعه مىخواهد ، ومرافعه كردن وقسم دادن
بدون حضور يا اذن مجتهد عادل ( كسى را كه أهل داند ) نمىشود ، فايده در بيان كيفيت
قسم : نيست . هر كس أهل مرافعه است حكم وكيفيت قسم را مىداند . والاقسم زوجه به