تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
واما سؤال از زوجه نقدي كه قبل از عروسى مىفرستند : پس اگر از براي اين است كه ( بعينها يا ببدلها ) به خانه شوهر بياورد پس آن مثل لباس وزينت است ، چنان كه گفتيم . واگر اباحه تصرف كرده به هر نحو كه خواسته باشد پس در صورت تلف ، استرداد جايز نيست . چون خود أو را مسلط كرده بر آن . ودر صورت بقاى عين يا بدل آن ، جايز است استرداد . به دليل أصل واستصحاب وعدم ناقل شرعي . ومفروض اين است كه از باب هبه نيست . وبر فرضى كه باشد هم احكام هبه بر آن جارى مىشود . واگر خواهيم اين راهبه معوضه كنيم هم تمام نيست . وأكثر أبحاث سابقه ، بر آن وارد است .
323 : سؤال : شخصي با زن خود ناسلوكى داشته . بعد از مدتي شخص ديگرى به جبر گفته كه طلاق زن خود را بده ، وآن شخص از خوف آن مرد جبار ، پنهانى به نزد ملائى رفته كه ( من به جبر طلاق زنم را مىدهم تو گواه باش در ميانه ) . بعد از مدتي همان مرد ملا يا سهو كرده يا فراموش كرده [ آن رن را ] براي ديگرى صيغه ونكاح كرده . آيا آن صيغه صحيح است يا باطل ؟ جواب : هر گاه در نفس الامر واقع است كه طلاق به جبر بوده ، نكاح دوم باطل است . لكن نمىتوان آن زن را از دست آن مرد گرفت مگر اين كه أو هم اقرار كند كه ( علم داشتم كه طلاق أو جبري بود ) . يا شوهر أول دو شاهد عادل بگذارند كه جبري بوده . در اين وقت زن را از أو مىگيرند وبه شوهر أول مىدهند .
324 : سؤال : كسى صغيره خود را به نكاح منقطع در مدت يك روز به عقد شخصي در آورده ، مقصود أو محرميت زوجه وى به آن شخص باشد . آيا محرميت حاصل مىشود ؟ وبعد از فوت زوج نكاح آن زوجه بر آن شخص حرام است يا نه ؟ جواب : هر گاه صغيره به حدى صغير است كه به هيچ نحو استمتاعى از أو حاصل نمىشود حتى به بوسيدن از روى شهوت ، ومحض از براي محرميت مادرش عقد كرده ، اظهر اين است كه باعث محرميت نمىشود . وآن زن بر أو حرام نمىشود . وليكن از تزويج آن زن كمال احتياط مرغوب است . چون امر فروج است وامر آن شديد است .
325 : سؤال : شحصى زنى را به عقد در آورده . وبعد از وقوع نكاح في ما بين زوج وزوجه ، قبل از دخول زوجه ادعاى اكراه بر عقد نمايد . وقراين اكراه هم موجود باشد مثل اين كه در تحت يد ظالمي بلا رضا ورغبت بوده باشد . در اين صورت قول زوجه مقدم است بر قول زوج يا نه ؟ - ؟ وبر تقدير تقديم قول زوجه ، بعد از حلف كه از زوجه به عمل آيد ،