واما سؤال از زوجه نقدي كه قبل از عروسى مىفرستند : پس اگر از براي اين
است كه ( بعينها يا ببدلها ) به خانه شوهر بياورد پس آن مثل لباس وزينت است ، چنان كه
گفتيم . واگر اباحه تصرف كرده به هر نحو كه خواسته باشد پس در صورت تلف ، استرداد
جايز نيست . چون خود أو را مسلط كرده بر آن . ودر صورت بقاى عين يا بدل آن ، جايز
است استرداد . به دليل أصل واستصحاب وعدم ناقل شرعي . ومفروض اين است كه از
باب هبه نيست . وبر فرضى كه باشد هم احكام هبه بر آن جارى مىشود . واگر خواهيم
اين راهبه معوضه كنيم هم تمام نيست . وأكثر أبحاث سابقه ، بر آن وارد است .
323 : سؤال : شخصي با زن خود ناسلوكى داشته . بعد از مدتي شخص ديگرى به
جبر گفته كه طلاق زن خود را بده ، وآن شخص از خوف آن مرد جبار ، پنهانى به نزد
ملائى رفته كه ( من به جبر طلاق زنم را مىدهم تو گواه باش در ميانه ) . بعد از مدتي
همان مرد ملا يا سهو كرده يا فراموش كرده [ آن رن را ] براي ديگرى صيغه ونكاح كرده .
آيا آن صيغه صحيح است يا باطل ؟
جواب : هر گاه در نفس الامر واقع است كه طلاق به جبر بوده ، نكاح دوم باطل است .
لكن نمىتوان آن زن را از دست آن مرد گرفت مگر اين كه أو هم اقرار كند كه ( علم داشتم
كه طلاق أو جبري بود ) . يا شوهر أول دو شاهد عادل بگذارند كه جبري بوده . در اين وقت
زن را از أو مىگيرند وبه شوهر أول مىدهند .
324 : سؤال : كسى صغيره خود را به نكاح منقطع در مدت يك روز به عقد شخصي
در آورده ، مقصود أو محرميت زوجه وى به آن شخص باشد . آيا محرميت حاصل مىشود ؟
وبعد از فوت زوج نكاح آن زوجه بر آن شخص حرام است يا نه ؟
جواب : هر گاه صغيره به حدى صغير است كه به هيچ نحو استمتاعى از أو حاصل
نمىشود حتى به بوسيدن از روى شهوت ، ومحض از براي محرميت مادرش عقد كرده ،
اظهر اين است كه باعث محرميت نمىشود . وآن زن بر أو حرام نمىشود . وليكن از
تزويج آن زن كمال احتياط مرغوب است . چون امر فروج است وامر آن شديد است .
325 : سؤال : شحصى زنى را به عقد در آورده . وبعد از وقوع نكاح في ما بين زوج
وزوجه ، قبل از دخول زوجه ادعاى اكراه بر عقد نمايد . وقراين اكراه هم موجود باشد مثل
اين كه در تحت يد ظالمي بلا رضا ورغبت بوده باشد . در اين صورت قول زوجه مقدم است
بر قول زوج يا نه ؟ - ؟ وبر تقدير تقديم قول زوجه ، بعد از حلف كه از زوجه به عمل آيد ،