تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
بعد از آن ، جمعى ادعا نموده [ اند ] كه ما علم داريم كه زينب ذات بعل وبر زوجيت زوج أول باقي است به علت آن كه زوج أول عمرو را در تطليق وكيل نموده [ بود ] وعمرو اجراى صيغه طلاق ننمود . وعمرو نيز به عدم اجراى صيغه طلاق معترف [ است ] . وجمعى ديگر را ادعا آن كه اعتراف به تطليق زينب را از زوج أول استماع نموديم . وبه اين جهت اضطراب وتشكيكى في الجملة به هم رسيده . اما متعاقدين بر عقيدة أول باقي اند . وعلى هذا بيان فرمايند كه تكليف زيد چيست ؟ آيا تا علم قطعي به فساد عقد براي زيد به هم نرسد ، حكم به زوجيت زينب از براي زيد باقي است واحكام متعلقه به زوجيت از براي طرفين ثابت است يا نه ؟ وحكم صورت طريان شك ، حكم صورت علم دارد يا نه ؟ وبقاى زوجيت أول أصل است يا صحت عقد ثاني . وچنان كه أحدهما را علم به بقاى زوجيت أول وفساد عقد ثاني به هم رسد دون ديگرى ، بايد هر دو ملتزم فساد شوند ؟ يا هر يك مكلف اند به علم خود ؟ . وبر فرض فساد عقد ( چون بر ذات بعل است ومتعاقدين جاهل به بقاى زوجيت أول بوده اند ، ودخل هم اتفاق افتاده ) زينب حرام مؤبد مىشود بر زيد يا نه ؟ وبنابر حرمت مؤبد ، حرمت به جهت نص صحيح است ؟ يا به سبب ( قياس بر معتده ) ؟ . واولويت حكم در ذات بعل [ در قياس به معتده ] مسلم است يا نه ؟ با وجود آن كه احتمال مىرود كه علت حكم درمعتده مبالغه در منع باشد تا موجب زيادى جرأت مكلفين نشود ، بخلاف ذات بعل كه احدى را جرأت عقد بر ذات بعل نيست ، اما [ در ] معتده چون علاقة زوجيت سست شده ومشرف به زوال شده جرأت عقد بر أو از براي مردم هست ، وعلاقه در ذات بعل مستحكم است كسى را جرأت عقد بر أو نيست . لهذا شرع مقدس از جهت ردع مكلفين ومنع ايشان ، در معتده حكم به تأبيد حرمت نموده . واين احتمال اگر چه بعيد است وليكن از جهت بطلان قياس كافى است يا نه ؟ جواب : أصل صحت نكاح متعاقدين است . واستصحاب زوجيت سابقه منقطع است به قول وفعل واقرار زوجين مسلمين . وقول آن جمعى كه مىگويند ( ما علم داريم به ذات بعل بودن زينب به علت مذكوره ) ، مسموع نيست . اما أولا : پس به جهت آن كه مرافعه ميان زوجين رو نداده ، ودعوائى با هم ندارند كه به بينه رجوع شود ، هر چند شهود عدول باشند . وثانيا : به جهت آن كه عدم اجراى عمرو
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 500 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي