تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
مىكند ) اين است كه رجوع به تمام مهر مىكند ، لكن جمعى استثنا كرده اند - در صورتي كه رجوع مىشود - در اخذ مهر به زوجه ( أقل ما يصلح ان يكون مهرا ) يعنى ( أقل ما يتمول ) را ، مثل يك غاز پول سياه . وبعضي استثنا كرده اند از براي اواقل مهر أمثال أو را . چونكه أو عوض بضع است . واشهر واظهر قول أول است . يعنى عدم استثنا چيزى مطلقا . چون دليلي بر استثنا نيست . وآنچه گمان دلالت آن كرده اند ، بي وجه است . واما خنثى بودن زوجه : پس آن از جمله عيوب نيست . چنان كه خنثى بودن زوج هم از جمله عيوب نيست . وقول به عيب بودن آن از براي شيخ است در دو جا از كتاب مبسوط . ودر يك جاى ديگر مبسوط گفته است كه عيب نيست ، وهم چنين در خلاف . واين مختار أكثر أصحاب وموافق أصل واطلاقات است . وگفته اند كه آلت رجوليت در زوجه به منزله انگشت زايد است ، وآلت انوثيت در زوج به منزله سوراخ زايد است . واينها هيچ كدام عيب نيستند . ووجهي كه از براي عيب بودن گفته اند ( منشأ نفرت [ بودن ] ) است ، واين كه ( علامات ظني رفع شبهه وانحراف طبعى نمىكند ) . واين ضعيف است . وبدان : كه اين خلاف در خنثاى واضح است ، يعنى آن كه به سبب علامات مقرره در شرع حكم به رجوليت يا انوثيت أو شده باشد . والحاصل : خنثى يعنى آن كه آلت مرد وزن ( هر دو [ را ] داشته باشد ، در أو رجوع مىشود به علامات ، مثل سبقت بول . كه در وقت بول كردن هر گاه بول مختص يكى از آنها است ، حكم مىشود به متقضاى آن . يعنى اگر از مخرج رجوليت مىآيد مرد است . واگر از مخرج انوثيت مىآيد زن است . وهم چنين هر گاه أول از يكى از آنها بيايد باز حكم مىشود به متقضاى آن . وهر گاه از هر دو بيايد ، ملاحظه انقطاع بول را بايد كرد . از هر كدام بعد منقطع مىشود ، عمل به مقتضاى آن مىشود . تا به آخر آنچه گفته اند از علامات . پس بعد ملاحظه علامات هر گاه حكم شد به رجوليت يا انوثيت ، وزوج بودن وزوجه بودن ، وعقد ونكاح صحيح شد ، آن وقت خلاف كرده اند كه آيا محض خنثى بودن ، يعنى هر دو آلت داشتن ، از عيوب است كه منشأ خيار فسخ شود در زن يا مرد - ؟ يا نه ؟ . واما خنثاى مشكل - يعنى آن كه اين علامات در أو نباشد ودر بول كردن وقطع بول مساوى باشد - : پس ظاهرا خلافي نيست در بطلان نكاح از أصل . به جهت آن كه شرط صحت نكاح اين است كه ما بين مرد وزن باشد ، پس تا معلوم نشود نمىتوان نكاح كرد . و