316 : سؤال : مخالفت امر زوج در هر باب موجب نشوز است ؟ يا مخصوص است
مخالفت در امر وقاع ؟ .
جواب : منحصر نيست نشوز در مخالفت در وقاع . بلكه نشوز متحقق مىشود به
خروج از أطاعت أو [ در ] آنچه خدا بر أو واجب كرده . مثل ترك مقدمات استمتاع وخلاف
خواهش زوج كردن در تنظيف وتزيين وآنچه مدخليت در استمتاع ولذت بردن از أو ،
دارد . وهمچنين متحقق مىشود به بيرون رفتن از خانه بدون اذن . ونشوز به مجرد
( فعل خلاف طاعت ) حاصل مىشود هر چند ملكه نشوز حاصل نشود . وخروج نشوز گاه
است به مجردترك آن فعل ، حاصل مىشود . واست كه موقوف است بر ترك ملكه ،
مثلا گاه است يك بار از خانه زوج بدون اذن به خانه پدر رفته . همين كه برگشت به خانه
زوج ، رجوع به طاعت مىشود . وگاه است كه مكرر بي اذن شوهر بيرون مىرود وآن را
شيوه خود قرار داده . پس از براي چنين زنى در حالي كه در خانه زوج است نفقه
نيست ، تا توبه كند ورجوع كند از آن ، والله أعلم .
317 : سؤال : بفرمايند در خصوص زنانى كه ( قرن ) يا ( عقد ) يا ( رتق ) يا آن كه مخرج
بول وحيض يا غايط يكى شده باشد ، يا زنى كه خنثى باشد . آيا در مجموع اينها بايد
شوهرشان مهر به ايشان بدهند ؟ يا آن كه بي مهر فسخ نكاح مىكند ؟ .
جواب : در عيوب زن كه زوج به سبب آنها مسلط بر فسخ مىشود ، هر گاه زوج قبل از
دخول فسخ كند مهرى بر زوج لازم نيست . وخلافي در آن ( ظاهرا ) نيست ، ودعوى
اجماع بر آن شده ، واخبارهم دلالت بر آن دارد . واما هر گاه بعد از دخول باشد ( يعنى
بعد از دخول مطلع به عيب شود وفسح كند ) اشهر واظهر اين است كه مهر مسمى در
عقد را بايد بدهد . بلى هر گاه مدلسى در ميان باشد ، يعنى كسى عيب آن زن را پوشانيده
وتدليس كرده وأو را به شوهر داده ( خواه ولى أو باشد ، يا بيگانه ) رجوع مىكند زوج به
آن مدلس ومهرى كه داده پس مىگيرد ، هر چند آن مدلس خود زوجه باشد . يعنى آن
زوجه در اين وقت مستحق مهر نيست . پس اگر هنوز مهر را نداده به أو نمىدهد . نه اين كه
مىدهد وپس مىگيرد . هر گاه پاى تدليس در ميان نباشد وزوجه هم مطلع به عيب
نباشد ، در اينجا مستحق مهر است وبه أو رجوعي نمىشود . واين مقتضاى قواعد
واخبار است .
وبدان كه : هر چند ظاهر اطلاقات اخبار وفتاوى ( در جائى كه زوج رجوع به مهر