305 : سؤال : هر گاه ناكح از قبل منكوحه وكيل شده ايجاب را واقع سازد . واز قبل
خود شخصي ديگر را ، يا منكوحه را وكيل نمايد . جايز است يا نه ؟
جواب : ظاهر جواز است در هر دو
306 : سؤال : مهر سنت را به پول اين زمان بيان فرمايند
جواب : مهر سنت دويست وشصت ودو مثقال ونيم پول تقره سكه دار است به
مثقال صرافان .
307 : سؤال : شخصي زنى گرفته ودر مدت ده دوازده سال تصرف ننموده . زن
مدعى غنى وزوج مدعى اين كه عيب از تو است . آخر الامر به وساطت وسعى جمعى راضى
به طلاق شده وآن زوجه را مطلقه ساخته ، واراده تزويج دختر ديگر نموده ، ودر ضمن
عقد شرط كرده كه ( هر گاه در مدت يك سال آن دختر ريا تصرف نكند ، عقد منفسخ
باشد ) . آيا بعد از يك سال بر فرض عدم تصرف وثبوت عنن محتاج به رجوع به مجتهد ،
ومرافعه ، ومهلت به فصوار بعه ، هست ؟ يا آن كه بعد از انقضاى سال عقد منفسخ وزوجه
سر خود است كه به هر كي خواهد تواند شوهر كند ؟ . ودر مدت اين سال با وجود عدم
قدرت بر تصرف ، آيا نفقه وكسوه آن دختر بر آن زوج لازم است يا نه ؟
جواب : ظاهر اين است كه اين عقد از أصل باطل است . ونه حاجت به مرافعه
ومعامله عنن دارد ، ونه به طلاق . ولكن أحوط آن است كه صيغه طلاق بر أو جارى كند .
308 : سؤال : مردى چهار زن به عقد دوام داشته وبه علت عدم علم به حرمت
خامسه ، وعدم اطلاع عاقد به زوجات اربع ، زنى ديگر به عقد در آورده وبه أو تصرف
نموده . بعد شنيده كه زن خامسه حرام است . الحال مىخواهد كه يكى از زوجات أربعة
سابقه در مطلقه نمايد . آن زن معقوده خامسه را ( بعد از طلاق يكى از أربعة وانقضاى
عده ) مىتواند عقد كند ؟ يا حرام مؤبد است ؟ .
جواب : بلى جايز است كه بعد از انقضاى عده مطلقه ، خامسه را ثانيا بع عقد جديد
در آورد .
309 : سؤال : زيد زوجه خود را طلاق دهد . ودر حضور حاكم شرع اعتراف نمايد كه
دخل به أو نكرده . وعمر وبدون رعايت مدت عده زوجه مزبوره را عقد نمايد وبه تصرف
در آورد . بعد از آن زيد حاضر شود وبگويد كه من دخل كرده بودم ودر حضور حاكم
شرع نظر به اين كه خجالت مىكشيدم كه بگويم كه بدون مقدمات عروسى دخول