بعد انقضاى عده وفات تجديد عقد كرد . ودور نيست كه به اخبار زينب بعد از عقد هم
تون اكتفا كرد . چون مانعى نيست از براي تصديق قول أو ، ومسلمى است ومنازعى
ندارد . ودليلي بر بطلان آن عقد بذاته نبود . بلكه بطلان آن مراعى بود تا هنگام ظهور
حال . وعلى اى حال ، أولى در اين صورت ( خصوصا با عدم مأمونه بودن زينب ) تجديد عقد
نكاح است . وما حرمت ابدى پس آن دليلي ندارد .
299 : سؤال : شخصي در سن دوازده يا بيشتر با شخصي وطى نموده ، دخول
حشفه در ذهن نيست . آيا مىتوانند كه همشيره يكديگر را حباله نمايند يا نه ؟
جواب : مفعول همشيره فاعل را مىتواند بگيرد هر چند تمام عضو داخل شده باشد
على الأشهر الأظهر . وبر فاعل حرام است همشيره مفعول اتفاقا در صورتي كه تمام
حشفه داخل شده باشد ، وعلى الأشهر الأظهر هر گاه بعض حشفه داخل شده باشد . پس
همين كه داند كه بعض حشفه داخل شده ، حرمت حاصل مىشود . هر چند در ساير
مواضع ( مثل وجوب غسل ) معيار دخول تمام حشفه است . وما هر گاه شك در مطلق
ادخال داشته باشد ، پس در آنجا حرمت ثابت نيست مطلقا .
300 : سؤال : آيا ناظر به نامحرم تا چه قدر از مسافت ، آثم مىباشد ؟ .
جواب : مقدارى از براي آن معين نيست ، وحد آن رؤيت بدن أو است . واما ديدن
شبح آن از دور مضر نيست .
301 : سؤال : هر گاه از بالاى حايلى مثل چادر شب كه بدنش نمايان نباشد ولذت
ببرد يا نبرد ، چه صورت دارد ؟ .
جواب : در صورت عدم تلذذ اشكال در جواز نيست . واما با وجود تلذذ در صورتي كه
حجم بدن را حكايت كند مشكل است . بلكه صورتي ندارد .
302 : سؤال : آيا زن پير وجوان خيمه نشين ودهقان كه مطلقا پرواى حرف زدن
ورو گرفتن ندارند ، كسى با ضرورت يا بي ضرورت با ايشان حرف زند ، يا به صورت ايشان
نگاه كند به لذت يا بي لذت ، چه صورت دارد ؟ به تفصيل بيان فرمايند .
جواب : هر گاه در نظر ، ريبه وخوف وقوع در معصيت باشد ، يا به قصد تلذذ باشد ،
جايز نيست . خواه پير وخواه جوان وخواه أهل باديه وخواه أهل بلدان وخواه أهل ذمه
وخواه أهل اسلام وخواه محرم وخواه نامحرم . وهر گاه ريبه وقصد تلذذ نباشد ، نظر
كردن به ( قواعد نسوان ) يعنى پيران نا اميد از تزوج وحصول لذت از ايشان جايز است