تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
طلاق بگويد . واگر ولى ندارد حاكم شرع ( يعنى مجتهد [ عادل ] مىتواند أو را طلاق بگويد . وبدان كه در صورت ثبوت خيار فسخ ، خيار فورى است . پس هر گاه راضى شود زن به عيب يا تأخير كند در فسخ بدون عذر ، ديگر تسلط ندارد . مگر در صورت جهل به خيار فسخ يا جهل به فوريت آن على الأظهر . كه در آنجا باز [ خيار ] باقي است . وبعد از حصول علم وزوال عذر بايد فورا فسخ كند . واما مسأله صداق زوجه پس اگر دخول واقع نشده ، مهرى نيست . وهر گاه بعد دخول است ، پس مشهور ثبوت مهر مسمى است ، خواه عيب قبل از عقد حاصل بوده ، يا بعد حاصل شده . وبناى عمل بر اين است . پس اگر در صورت سؤال مهر أو أعيان موجوده چند است وكسى مزاحم أو نيست ، مىتواند خود بردارد . واما هر گاه دين است بايد به ولى مجنون رجوع كند در اخذ آن از مال مجنون . وهر گاه در اين صورت محتاج باشد به بينه واثبات ، وعاجز باشد از اثبات ، در صورت علم به بقاى حق بينها وبين الله مىتواند به قدر حق خود از مال أو تقاص كند .
272 : سؤال : آيا در تعيين مدت عقد متعه همين كافى است كه طرفين بناى مدت عقد را بر مدت اجل دين زيد بگذارند كه از عمرو مىخواهد ؟ ودر نزد زيد وعمرو وشهوت دين معين است گو عاقدين ندانند آن را در حين عقد . جواب : شرط است تعيين مدت تمتع در نزد متعاقدين در حال عقد ، وتعيين در نزد شهود دين زيد وعمرو كافى نيست . والا بايست تعيين مدت قدوم حاج در نزد حق تعالى أولى به كفايت باشد . وحال آن كه تصريح كرده اند به آن كه هر گاه آخر مدت را قدوم حاج قرار دهند ، باطل است . چون قابل زيادة ونقصان است . وحال آن كه أولى است از ما نحن فيه ، چون في الجملة ظهورى دارد در نزد متعاقدين تخمينا . بخلاف ما نحن فيه كه هيچ معلوم نيست .
273 : سؤال : هر گاه كسى به بعض أولاد خود بگويد كه أو فرزند من نيست . آيا سخن أو مسموع است يا نه ؟ جواب : بدان كه هر گاه فرزند از زن دائمي ( كه مدخوله باشد ) به هم رسد ، وممكن باشد كه از أو به هم رسيده باشد - به اين كه از زمان دخول أو شش ماه گذشته باشد ، وزيادة از أقصى مدت حمل نگذشته باشد - ملحق مىشود به شوهر . هر چند در اين بين ديگرى