از براي مدعى باقي مىماند ودر اينجا بالمرة بي حق مىشود . پس جايز نخواهد بود
عقد مگر در صورت مسامحه ومماطله ، چنان كه پيش گفتيم . اما نظر به اين كه تا به حال بر
زوجه امرى ثابت نشده واختيار خود را دارد ، بايد صحيح باشد . ودور نيست ترجيح جواز
عقد ، در صورت مسامحه ومماطله كه مستلزم حرج وضرر باشد ، دون غير اين صورت .
خصوصا در صورت دوم ، يعنى عدم سماع دعوى بعد عقد . چنان كه ظاهر صاحب مسالك
است .
270 : سؤال : بعد از فوت پدر حضانت طفل با مادر است يا وصى پدر ؟
جواب : بعد از موت پدر ، مادر أحق است به حضانت ولد از وصى پدر وجد مطلقا .
خواه حضانت ما در در حال حيات [ پدر ] منقطع شده بوده يا نه . به دلالت آية
( أولوا الارحام ) 1 وبعض اخبار معتبره . 2 وظاهر اخلافى در مسأله نيست .
271 : سؤال : زيد مجنون شده ، وزوجه دائمه أو به قدر مقدور در خانه أو توقف
كرده . والحال طاقت ماندن ندارد . آيا بدون طلاق مىتواند برود وفسخ نكاح كند ؟ يا
محتاج است به طلاق ؟ واگر محتاج است به طلاق ، كي مباشر طلاق مىتواند شد ؟ وآيا
زوجه مهر خود را از مال زيد مىتواند بردارد يا نه ؟
جواب : هر گاه جنون قبل از عقد بوده وبه سر حدى بوده كه مستغرق أوقات صلاة
بوده كه وقت نمازهاى خود را نمىشناخته ، وزن بعد از تزويج مطلع بر آن شده ،
بلا خلاف زوجه اختيار فسخ دارد . احتياج به طلاق نيست . وهم چنين هر گاه أوقات نماز
را مىشناخته على الأظهر الأشهر بل كادان يكون اجماعا . وهر گاه جنون بعد عقد
عارض شده قبل از دخول يا بعد از دخول ، پس اگر به سرحدى است كه أوقات نماز را
نمىشناسد پس زوجه مسلط بر فسخ است نيز بلا خلاف ظاهري . واما هر گاه أوقات
نمازها را مىشناسد پس اظهر واشهر اين است كه مسلط بر فسخ نيست وبايد صبر
كند . وحديث مرسلى در فقيه وعبارت فقه الرضا بر آن دلالت دارد . 3 بلى اگر صلاح
مجنون در طلاق دادن زوجه باشد ، اظهر واشهر اين است كه ولى مجنون مىتواند
هامش
1 - آيهء 75 سورهء انفال .
2 - وسائل : ج 15 ، أبواب احكام الأولاد ، باب 71 ح 1 - ونيز مرسله ابن أبي عمير در تهذيب : ج 2 ص 238 ، كه در
وسائل ، همان باب تحت ح 2 ، اشاره به آن كرده است .
3 - وسائل : ج 14 ، أبواب العيوب ، باب 12 ح 2 .