تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
زوج كافى است در حلال بودن وطى زوجه به سبب ملكيت ، گو به سبب عقد نباشد . بلى در صورت عكس كه زوجه زوج را بخرد ، ديگر وطى حلال نيست . به سبب آن كه عقد باطل مىشود وغلام زن بر زن حلال نيست به سبب ملك . وشايد به گوش سائل خورده است آن مسأله كه هر گاه دو شريك در يك كنيز ، عقد كنند كنيز را از براي شخصي وبعد از آن آن شخص حصه يكى از شريك ها را بخرد . در آنجا مشهور عدم بقاى حليت است به جهت بطلان عقد . وبه سبب مالك شدن نصف ، حلال نمىشود وطى . وبعضي گفته اند امضاى آن شريك ديگر عقد را كافى است . وآن ضعيف است . واين مسأله مبتنى است بر عدم جواز تبعض سبب ، بلكه بايد حليت فرج يا به زوجيت باشد يا به ملك يمين . ومركب از هر دو ، غير هر يك از آنها است . وآية واخبار دلالت بر آن دارد . وهم چنين خلاف كرده اند كه اگر آن شريك ديگر ( تحليل ) كند وطى أو را ، مشهور باز حرمت است . وابن إدريس قائل به جواز است . وقول اوقوت دارد ، نظر به حديث صحيح . 1 وقول أكثر أحوط است . وهم چنين هر گاه كنيزى بعض أو آزاد باشد وكسى آن بعض ديگر را بخرد ، كه به عقد حلال نمىشود ، وبه سبب ملك بعض هم وطى جايز نيست . بلى خلاف كرده اند در صورتي كه كنيز به آقاى خود مهايات كند . يعنى يك روز را از براي خود قرار دهد ويك روز را براي مولى . خلاف كرده اند كه در روز نوبه خود مىتوان متعه آقا بشود يا نه . مشهور عدم جواز است . وبعضي قائل به جواز شده اند ، نظر به خبر صحيحي كه دلالت بر آن دارد 2 . ومحقق در نافع متردد است نظر به ملاحظه آن حديث صحيح ونظر به اين كه ( تبعض سبب ) لازم مىآيد واين كه منافع بضع قابل مهايات نيست ، واگر نه لازم مىآيد كه تواند در روز نوبه خود متعه ديگرى هم بشود وآن باطل است بالاتفاق . چنان كه در مسالك وغير آن دعوى اتفاق بر آن شده . ودور نيست ترجيح عمل به حديث صحيح . وبطلان صورت مزبوره به سبب اجماع ، منشأ بطلان ما نحن فيه نمىشود .
269 : سؤال : هند را عقد كردند از براي زيد به رضا واذن طرفين . وبعد از چند روز
هامش
1 و 2 - وسائل : ج 14 ، أبواب نكاح العبيد والإماء باب 41 ح 1 .