تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
ظاهر آية 1 واستصحاب مقتضى آن است . واخبار معتبره صحيحه وغير صحيحه هم دلالت بر آن دارد . 2 وبعضي از آنها مصرح است به اين كه احاديثى كه به تنصيف وارد شده از سهو رواة است ، وامام فرموده است كه ماتنصيف را در طلاق گفته أيم وآنها در موت گفته اند 3 - ولكن أحاديث بسيار ، صحيح وغير صحيح ، كه نزديك به حد تواتر است دلالت دارند بر تنصيف . 4 وصدوق در مقنع قائل به آن شده . وظاهر كلينى هم اين است ، چون اقتصار به نقل اين اخبار كرده . وهم چنين صدوق در من لا يحضره الفقيه . وصاحب كفاية اين قول را نسبت به اشهر بين قدماي أصحاب داده . واز جمعى از متأخرين قول به آن نقل شده . وشيخ حر ( ره ) در وسائل آن اخبار أولى را حمل بر تقيه كرده . وهم چنين صاحب كفاية وغير أو ، چون مذهب أكثر عامه است . پس مرجع قول أول ، أصل ، وموافقت ظاهر كتاب وشهرت بين الأصحاب واجماع منقول است چنان كه سيد در مسائل ناصريه نقل كرده . ومرجع ثاني مخالفت عامه وكثرت اخبار وصراحت ووضوح دلالت آنها وارجحيت تأويل در اخبار أولى [ است ] . ومسأله خالى از اشكال نيست . وأحوط بنابر مصالحه است بر تنصيف . واگر ممكن نشود شايد عمل به قول مشهور أولى باشد . واما مسأله دوم : پس از أكثر أصحاب نيز نقل شده قول به تمام مهر ، نظر به أصل وظاهر آية . وجمعى از أصحاب قائل به تنصيف شده اند ، به جهت اخبار معتبره . ودر اينجا معارضي از جانب اخبار نيست . وظاهر آية اگر اطلاقى داشته باشد مقيد خواهد بود به اين اخبار كثيره . پس أقوى قول ثاني است .
268 : سؤال : هر گاه زيد جاريه عمرو را عقد نمايد ، وبعد از آن بخرد آن جاريه را ، فرموده اند كه آن جاريه به سبب عقد بر أو حلال شده ، نمىشود كه به سبب خريدن حلال شود . وجه اين چه چيز است ؟ . جواب : نمىدانم اين سخن را كي گفته است ودر كجا است ؟ . ؟ واين سخن اصلى ندارد . بلى ملك أحد زوجين ديگرى را منشأ بطلان عقد مىشود بلا خلاف . واما مالكيت
هامش
1 : آيهء 4 سورهء نساء ، وآتوا النساء صدقاتهن . . . 2 - وسائل : أبواب المهور ( ج 15 ) باب 58 . 3 - ح 24 ، همان باب . 4 - همان مرجع ، همان باب .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 444 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي