تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
حضرت شديد بود ، تصريح به اين كه ( كل امر با أو است ) نتوانسته اند كرد ، وبالمرة هم از استرضاى آن دست بر نداشته اند . وبر فرض تسليم دلالت بر وجوب ، شكى نيست كه اين حديث مقاومت نمىكند با آن أدله . پس أولى حمل آن است بر استحباب . وهم چنين أكثر اخبار قول دوم . وبه هر حال احتياط در جمع بين رضاى هر دو است هر وقت كه ممكن باشد . واما در وقتي كه پدر غايب باشد ودست به أو نرسد : پس اشكال كمتر است ، خصوصا هر گاه مستلزم عسر وحرج باشد . بلكه در اينجا احتياط در استقلال بكر است خصوصا با رغبت به شوهر . واين نزاع در مسأله وقتي است كه ولى أو با وجود كفو مانع از نكاح أو نباشد . واما هر گاه ولى منع كند أو را از شوهر كردن با وجود كفو وخواهش داشتن دختر به شوهر كردن ، پس ولايت پدر وجد ساقط مىشود بلا خلاف . واجماع بر آن نقل كرده اند . وظاهر اين است كه رجوع به حاكم واثبات منع در نزد أو واذن گرفتن از أو ( چنان كه از بعضي كلمات علامه - ره - در تذكره مستفاد مىشود ) ضرور نيست . وخود علامه در تذكره تجويز استقلال كرده ونقل كرده است آن را از جميع علماى ما ، با تصريح به عدم اشتراط مراجعه به حاكم .
257 : سؤال : هر گاه كسى از براي أو رعاف حاصل شد وبر حاصل شد وبعد از آن چند روز ديگر هم باز حاصل شد وبر حاصل شد . وهم چنين چند دفعه عارض شود ورفع شود ودر مرتبه آخر به سبب رعاف فوت شود . وهمين شخص در حالي كه رعاف رفع شده بوده زنى عقد كرده وبعد از مدتي فوت شود به رعاف آخرى . آيا زوجه مستحق صداق هست يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر گاه دخول واقع شده است اشكالى در صحت عقد واستحقاق تمام مهر وميراث نيست . اما هر گاه دخول واقع نشده باشد ، در مسأله اشكال حاصل مىشود از راه اين كه اين از افراد مسأله نكاح مريض باشد . كه مشهور علما بلكه خلاف صريحى ، بلكه خلاف ظاهري نديديم در اين كه در صورتي كه به همان مرض بميرد با عدم دخول ، نكاح باطل مىشود ، ونه مستحق مهر المثل است ونه ميراث . واخبار معتبره بر آن دلالت