بعض أموال ، پس آن موقوف است به اذن حاكم . على اى حال چون پاى قسم ومرافعه در
ميان است ، محتاج است به رجوع به حاكم ، وتصرفى كه بدون اين شده در باب صداق
بي صورت است .
وهر گاه زن مدعيه موت شوهر باشد مستحق نفقه نيست ، خصوصا هر گاه حامله
نباشد ودر عده نباشد .
واما قسمت أموال ، پس آن موقوف است به اين كه موت محقق شود ، يا آن قدر از موت
غايب بگذرد كه عادتا بيش از آن عمر نمىكند . ودر اين زمان صد وبيست سال ( بلكه صد
سال هم ) ظاهر اين است كه كافى باشد .
249 : سؤال : هر گاه زيد با هند در حينى كه ذات بعل بوده وزنا نموده . آيا در
اين صورت صبيه هند مذكوره را كه قبل از أيام زنا متولد شده بوده است . شرعا زيد زانى
مىتواند در حباله نكاح خود در آورد يا نه ؟
جواب : مشهور ميان علماى اماميه حرمت است . وأحوط اجتناب است . والله العالم .
250 : سؤال : هر گاه دو طفل با هم وطى كرده باشند ، وفاعل خواهر مفعول را
گرفته باشد ، أولادي از أو به هم رسيده باشد . آيا آن طفل حرام زاده است يا نه ؟ - ؟ وبعد از
علم به حرمت محتاج به طلاق زوجه هست يا نه ؟ - ؟ .
جواب : اگر طرفين علم به حرمت نداشته باشند آن طفل حرام زاده نيست . وبعد از
علم به حرمت ، طلاق در كار نيست . 1
251 : سؤال : پدر به جهت پسرش زنى بگيرد ومهرى تعيين كند . وپسر فوت شود
وچيزى از أو باقي نماند كه به مهر داده شود . آيا پدر ضامن مهر هست يا نه ؟
جواب : بلى پدر ضامن است در صورتي كه عقد را در حال صغر پسر كرده باشد .
وآن صغيرهم مالي نداشته باشد . اما اگر صغير مال از خود داشته بوده است ، پدر ضامن
نيست بلكه تمام مهر بر ذمه صغير است اگر مساوى تمام مال داشته باشد . ومساوى
آنچه داشته باشد بر ذمه أو است هر گاه مساوى تمام مال ندارد . ودر حالي كه صغير فقير
بوده باشد هر چند بعد از عقد مالدار بشود هم بر صغير واجب نيست ، چه جاى آن كه به
همان فقر باقي مانده باشد . بلى دور نيست كه هر گاه پدر در حال فقر صغير ، در عقد
هامش
1 - رجوع كنيد به مسأله 275 .