تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
بعض أموال ، پس آن موقوف است به اذن حاكم . على اى حال چون پاى قسم ومرافعه در ميان است ، محتاج است به رجوع به حاكم ، وتصرفى كه بدون اين شده در باب صداق بي صورت است . وهر گاه زن مدعيه موت شوهر باشد مستحق نفقه نيست ، خصوصا هر گاه حامله نباشد ودر عده نباشد . واما قسمت أموال ، پس آن موقوف است به اين كه موت محقق شود ، يا آن قدر از موت غايب بگذرد كه عادتا بيش از آن عمر نمىكند . ودر اين زمان صد وبيست سال ( بلكه صد سال هم ) ظاهر اين است كه كافى باشد .
249 : سؤال : هر گاه زيد با هند در حينى كه ذات بعل بوده وزنا نموده . آيا در اين صورت صبيه هند مذكوره را كه قبل از أيام زنا متولد شده بوده است . شرعا زيد زانى مىتواند در حباله نكاح خود در آورد يا نه ؟ جواب : مشهور ميان علماى اماميه حرمت است . وأحوط اجتناب است . والله العالم .
250 : سؤال : هر گاه دو طفل با هم وطى كرده باشند ، وفاعل خواهر مفعول را گرفته باشد ، أولادي از أو به هم رسيده باشد . آيا آن طفل حرام زاده است يا نه ؟ - ؟ وبعد از علم به حرمت محتاج به طلاق زوجه هست يا نه ؟ - ؟ . جواب : اگر طرفين علم به حرمت نداشته باشند آن طفل حرام زاده نيست . وبعد از علم به حرمت ، طلاق در كار نيست . 1
251 : سؤال : پدر به جهت پسرش زنى بگيرد ومهرى تعيين كند . وپسر فوت شود وچيزى از أو باقي نماند كه به مهر داده شود . آيا پدر ضامن مهر هست يا نه ؟ جواب : بلى پدر ضامن است در صورتي كه عقد را در حال صغر پسر كرده باشد . وآن صغيرهم مالي نداشته باشد . اما اگر صغير مال از خود داشته بوده است ، پدر ضامن نيست بلكه تمام مهر بر ذمه صغير است اگر مساوى تمام مال داشته باشد . ومساوى آنچه داشته باشد بر ذمه أو است هر گاه مساوى تمام مال ندارد . ودر حالي كه صغير فقير بوده باشد هر چند بعد از عقد مالدار بشود هم بر صغير واجب نيست ، چه جاى آن كه به همان فقر باقي مانده باشد . بلى دور نيست كه هر گاه پدر در حال فقر صغير ، در عقد
هامش
1 - رجوع كنيد به مسأله 275 .