تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
از براي خدا ورسول أو كه دو كلمه قلمي فرمايند كه بيع أموال مذكوره صحيح است ؟ ونفقه وكسوه خود را حال مىتواند ادعا نمايد واز أموال مذكوره اخذ نمايد يا نه ؟ - ؟ وبا وجود عدم شهود به بقاى صداق مىتواند صداق خود را بگيرد يا نه ؟ - ؟ وآن دو صبيه ديگر كه برادر ايشان اخراجات ايشان كشيده تا كبير شده اند ، حال هر گاه برادر ايشان قسم ياد نمايد كه ( به اين نيت خرج كرده أم كه هر گاه پدر ما آمد از أو بگيرم والا از متروكات أو بردارم ) ، به أو مىرسد كه اخراجات ايشان را بردارد يا نه ؟ - ؟ وزن با وجودي كه مدعيه موت شوهر باشد نفقه وكسوه مىخواهد يا نه واين أموال را [ مىتوان ] ميان ورثه قسمت كرد يا نه . جواب : زوجه مدخوله غير ناشزه مستحق نفقه است . ودر حال غيبت زوج حاكم شرع بايد از أموال أو نفقه زوجه را بدهد . وهر گاه دست به حاكم شرع نرسد ، عدول مؤمنين متوجه شوند واز أموال أو بدهند . وهر گاه ممكن نشود زوجه خود مىتواند نفقه خود را از مال زوج بردارد . وهر گاه موقوف باشد بر فروختن مالي از أموال هم بيع صحيح خواهد بود . وهر گاه تصرف بر وجه صحيح نشده باشد وبيع صحيح نباشد ، باز نفقه أو ساقط نمىشود ، ومى تواند از مال أو بگيرد . واما نفقه أولادي كه فقير باشند وواجب النفقة پدر باشند ، اين نيز در حال غيبت پدر در مال أو ثابت است . وبايد به اذن حاكم شرع يا عدول مومنين بردارند واگر اذن حاكم شرع وعدول مومنين ممكن نباشد ، خود نيز مىتوانند بردارند . وهر گاه دسترسى به مال غايب نباشد وهمان أولاد قرض بكنند در ذمه پدرشان وانفاق كنند ، در ذمه پدر ثابت مىشود واز مال أو أدا مىشود . واما انفاق برادر بزرگ آن صغيرها به نيت قرض ، پس اگر قرض را به ذمه پدر مىكند كه اگر پيدا شود از أو بگيرد ، پس اگر به اذن حاكم است خوب است مىتواند بگيرد . وهمچنين هر گاه حسبة كرده باشد با عدم امكان اذن حاكم شرع ، ولكن محتاج است به ثبوت ودور نيست كه با عدم تمكن از ثبوت ، قول أو در نيت مسموع باشد . واما حكايت صداق ، پس أو محتاج است به مرافعه ، وهر گاه مقدار صداق ثابت است ديگر شاهدي بر بقا آن در ذمه زوج ضرور نيست بلى اظهر اين است كه قسم استظهارى بر بقا آن بايد بخورد . واما استيفاى آن از مال ، هر گاه غير معين باشد ومحتاج به تعيين باشد با فروختن