تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
ثلثان است . وظاهر اين است كه ( جز مشاع معلوم النسبة به أصل ) را مثل نصف وثلث وغير ذلك ، با معلوم بودن هر چند مشاهده باشد در مثل زمين وباغ ، جايز است مهر كردن . چنان كه جايز است فروختن . وهر گاه منظور ده قفيز از پانزده قفيز بوده با معلوم بودن مساحت مجموع - به اين معنى كه زوجه ها ده قفيز را از هر جا خواهند از آن باغچه بگيرند 1 - پس در آن اشكال است . ودر خصوص صداق الحال از كلام علما چيزى در نظر نيست . ولكن مقتضاى آنچه در بيع گفته اند ( كه جايز نيست بيع قفيزي از زمين معينى يا زرعى از كرباس معينى ) بطلان است . مگر آن كه تعيين شده باشد كه مبيع از اين سرزمين باشد تا ده قفيز تمام شود ، در [ اين صورت در ] آن خلاف است . واظهر صحت است . بلكه آخوند ملا احمد اردبيلى ( ره ) در صورت عدم تعيين هم ميل به صحت كرده به جهت آن كه عمومات اقتضاى صحت مىكنند وغرر وجهالت در عرف وعادت لازم نمىآيد كه منشأ فساد شود هر گاه مشترى ببيند وراضى شود وهم چنين هر گاه بگويد از اين سر كرباس يك ذرع را به تو فروختم . وچون امر در صداق آسانتر است از بيع - چون نكاح از معاملات محضه نيست چنان كه فقها تصريح كرده اند ومسامحه كرده اند حتى اين كه تجويز كرده اند صداق كردن خادم غير معين ، ودار غير معين را ، وگفته اند كه خادم وسطى يا دار وسطى بايد داد - پس حكم به بطلان مهر در ما نحن فيه نمىكنيم ومى گوئيم ده قفيز را مساحت كنند وبر دارند وبعد از آن باقي را تقسيم كنند . مگر اين كه قرينه عرفى وعادتي باشد كه فهميده شود كه مراد ثلثان باغچه بوده است ، كه در اين وقت قرينه [ عرف و ] عادت متبع خواهد بود . وأحوط مصالحه است به ثلثان ، خصوصا هر گاه در ميان وارث صغيرى يا مجنونى يا غائبى باشد . وهر گاه منظور ده قفيز باغچه بوده با مجهول بودن مساحت كل - هر چند در السنة با پانزده قفيز مشهور باشد ولكن معلوم باشد كه باغچه جزما مشتمل برده قفيز هست - پس در آن اشكال بيشتر است . دور نيست كه در آنجا نيز حكم به صحت كنيم وبر مساحت ده قفيز را وضع كنيم وباقي را به وارث تقسيم كنيم .
هامش
1 - عبارت نسخه : يا معلوم بودن مساحت مجموع باين معنى كه زوجه ها پانزده قفيز . . .