تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
تعارض اخبار . وأقوى جواز است به جهت اكثريت اخبار [ جواز ] ، وموافقت خبر منع با مذهب عامه . ولكن هر گاه به صيغه نكاح كنيز خود را به غلام خود بدهد وچيزى از مال خود به كنيز بدهد ، أولى وأحوط است . وظاهر اين است كه ايجاب وقبول هر دو در نكاح واجب است . ودور نيست كه ذكر مهر ودادن هم واجب باشد ، هر چند جمعى از علما مستحب دانسته اند . ورضاى كنيز وغلام شرط نيست . بلكه مولى مىتواند اجبار كند آنها را بر ايجاب وقبول ، يا خود از جانب آنها ايجاب وقبول كند ، يا احدى را وكيل كند كه صيغه بخواند . وبه هر حال اظهر جواز تحليل كنيز به عبد خود غير هر دو هست . اما حكايت اشتراط قبول تحليل در اينجا ، پس آن آسانتر است ، بلكه ظاهر آن است كه در تحليل كنيز به عبد خود ، قبول در كار نيست وهمين أنشأ أو قائم مقام ايجاب وقبول ( هر دو ) است . اما در صورت تحليل از براي عبد غير ، أحوط بلكه اظهر اين است كه ترك نشود . وآن عبد به اذن مولى ، يا مولى خود قبول كند . واما مسأله لحقوق فرزند : پس اما در صورتي كه كنيز را حلال كرده باشد مالك از براي آزاد ، پس در صورت شرط آزادى ، است اجماعا . ودر صورت شرط رقيت ، همان خلاف سابق در مسأله سابقه موجود است . وأقوى عدم اعتبار شرط است ، وولد حراست به همان أدله سابقه در تزويج وخصوص اخبار معتبره در اينجا بالخصوص . ودر صورت عدم شرط نيز خلاف است ، وأقوى در اينجا نيز حريت است . وجمعى گفته اند در صورت اطلاق وعدم شرط ، ولد مملوك صاحب كنيز است مگر اين كه پدر أو قيمت أو را بدهد وأو را آزاد كند . ودليل ايشان تمام نيست . وظاهر اين است كه در صورت شرط آزادى ، اين جماعت نيز دادن قيمت را شرط نمىدانند در آزادى . پس بنابر اين ، اجماعى خواهد بود . چنان كه گذشت . واما در صورتي كه حلال كرده باشد از براي عبد ، پس فرزند هم عبد است اجماعا مطلقا . واما حكم لحقوق به صاحب كداميك پس ظاهر اين است كه در صورت اطلاق مشترك باشد ما بين صاحب غلام وكنيز . چون نسب صحيح 1 ونما ملك هر دو است ومرجحى نيست . چنان كه مشهور است . وبعضي تابع مادر مىدانند چنان كه در حيوان . و
هامش
رجوع كنيد به مسأله ما بعد .