تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
دعوى اجماع نقل شده بر كفايت مغايرت اعتبارية . وظاهر اين است كه در ساير عقود نيز چنين است ، بلكه أولى است به جواز .
235 : سؤال : شخصي غلامي دارد وبراي غلام زن آزادى بگيرد . واز براي أو أولاد به هم رسد . آيا فرزند آزاد است وملحق به مادر مىشود ؟ يا مملوك صاحب غلام است ؟ . جواب : مشهور ميان علما - بلكه از بعضي دعوى اجماع ظاهر مىشود - اين است كه فرزند آزاد است وملحق به مادر مىشود . وهم چنين هر گاه مرد آزاد كنيزى را عقد كند . وأحاديث معتبره بر آن دلالت دارد . 1 وقول ابن جنيد ضعيف است ، وحديثي كه دلالت بر آن دارد 2 محمول است بر تقيه يامؤول است . وظاهر اين است كه فرقى نيست ميان آن كه كنيزى را به عقد بگيرد مرد آزاد ، يا صاحبش از براي أو تحليل كرده باشد . چنان كه از اخبار مستفاد مىشود . بلى اگر صاحب غلام شرط كند بر زن آزاد ، مملوك بودن فرزند را ، يا صاحب كنيز شرط كند بر مرد آزاد اين كه فرزند مملوك باشد ، مشهور اين است كه جايز است وفرزند مملوك مىشود . واين قول ضعيف است . وحديثي كه به آن استدلال كرده اند با وجود ضعف سند دلالت ندارد بر مدعى أصلا . وآن دليل ، دليل ابن جنيد است بر اين كه ( با وجود اطلاق وعدم شرط فرزند تابع مملوك از زوجين است ) ومشهور آن را حمل كرده اند بر صورت شرط . وشكى نيست كه چنين دليلي معارضه با اخبار معتبره وظاهر اجماع نمىكند ، ومقتضاى آنها اين است كه فرزند آزاد است . وبنابر مختار دور نيست كه عقد هم باطل باشد ، هر چند در بسيارى از مسائل نكاح تصريح شده به عدم فساد نكاح به فساد شرط . واين كلام در صورت تحليل مبنى است بر اين كه ( تحليل ) عقد باشد . 3 وبه هر حال با علم به فساد وحرمت وطى ، هر گاه دخول واقع شود زنا مىشود ، وولد به زانى ملحق نمىشود . وبا جهل به حرمت ، ولد شبهه است ومحكوم به حرمت است .
236 : سؤال : مالك كنيز خود را ببخشد به شخصي ديگر به فلان مدت كه به أو جماع بكند . كنيز حامله باشد . أولاد به مالك مىرسد ؟ يا به آن شخص واطى ؟ أعم از
هامش
1 : وسائل : ج 14 ، أبواب نكاح العبيد والإماء ، باب 30 ح 1 - تا - 10 . 2 : همان مرجع ح 12 . 3 : عبارت نسخه ما اينطور نبود تصحيح قياسي شد .