تا معلوم شود . وبعد از آن كه معلوم شد بايد تفريق كرد ، نه از اين راه كه به زوج حرام ابدى
است ، بلكه از اين راه كه هر گاه زوجه من بعد أطاعت أو كند أعانت براثم كرده است .
وبدان كه در صورتي كه ( جاهل باشد به عده يا يه حرمت نكاح در عده ودخول واقع
شود در عده ) حرام ابدى مىشود جزما . واما هر گاه دخول بعد عده واقع شود : اظهر در
نظر حقير اين است كه منشأ حرمت ابدى نمىشود . چنان كه صريح كلام بعضي وظاهر
جماعتى است . وصاحب كفاية ظاهرا غفلت كرده است واسناد داده است به أصحاب ،
اطلاق را .
211 : سؤال : هر گاه زوجه با وجود تمكين وعدم نشوز ، شوهر أو به سفر برود
ومدتي غايب باشد . وزوجه به قرض كردن معيشت خود را بگذارند . وبعد از آن زوج در
سفر بميرد . زوجه اداى دين خود را از مال زوج مىتواند كرد يا نه ؟
جواب : بلى به قدر أيام نفقه غيبت زوج ما دام حيات زوج ، مستحق است كه از مال
زوج مقدار نفقه أيام غيبت زوج را بگيرد .
212 : سؤال : هر گاه زوجه زيد ، زوج خود را بگويد كه ( أطفال خود را خدمت
نمىنمايم ، شما خدمت بكنيد ) . وزيد مذكور را أوضاع نباشد كه خدمتكارى نگاه دارد .
وخود كاسب باشد وهر گاه خود متوجه خدمت أطفال شود از كسب وتحصيل مؤنه باز
مىماند . آيا در اين صورت سخن زينب مشار إليها شرعا مسموع مىباشد يا نه ؟
جواب : زينب ظاهرا مىتوان اين سخن را بگويد ، هر چند استحقاق حضانت هم با أو
باشد . به جهت آن كه دليلي بر وجوب حضانت عينا ، بر مادر ثابت نيست . ودر اين صورت
هر گاه پدر فقير باشد ونتواند جمع كند ما بين تحصيل معيشت وخدمت كردن أطفال
، معيشت خود را مىتواند از وجوه صدقات بگذارند ، يا خادمي از آن وجوه بگيرد . واما
اين كه حضانت بر پدر در اين صورت واجب عيني است يا كفائي آن هم خالى از اشكال
نيست . وحضانت وپرستارى غير از نفقه وكسوه دادن است .
213 : سؤال : هر گاه ضعيفه سر خود از جائى بيايد وادعا نمايد كه من شوهر ندارم .
وبلا منازع باشد . مىتوان أو را به جهت ديگرى عقد كرد يا نه ؟ .
جواب : بلى مىتوان . والله العالم .
214 : سؤال : شخصي كه دو اسم داشته باشد ، يكى مشهور وديگرى غير مشهور ،
وغير مشهور اسم اصلى أو باشد در حين عقد نكاح به كداميك از اين دو اسم بايد تلفظ