ميراث ومهر مادر نمىتواند كرد . واگر معلوم نشود كه هند زنا كرده بود ، وعمرو هم به
وطى شبهه به هم رسيده باشد ، در اين صورت ملحق به مادر مىشود ودعوى مهر - در
صورتي كه عقد أو به بكر بر سبييل شبهه شده باشد - مىتواند كرد . والله العالم .
168 : سؤال : هر گاه دخترى در حولين ارتضاع خود تا مدت دو ماه با پسر عم خود
شير خورده . به اين نحو كه در ظرف مدت دو ماه متوالى كه والده مرتضعه مزبوره مريض
بوده ، مكرر از زوجه عم خود كه مرضعه پسر مزبور بوده ارتضاع نموده . ولكن حال از
مرضعه مزبور استفسار كميت ارضاع را نموده أيم مىگويد كه ( تا دو ماه چون والده
مرتضعه مزبوره مريض بوده من مكرر أو را شير داده أم ، ليكن ده رضعه متواليه - [ و ]
بلا فاصله ارضاع ديگرى - نشده . ويك شبانه روز هم بدون تخلل ارتضاع [ از ] غيرى ، شير
نداده أم . بلكه گاه من شير مىدادم وگاه والده مريضه اش ، وگاه هم شير گاو مىخورده .
ملحض آن كه : به تقرير مرضعه مزبوره ، ده شير متوالى بدون تخلل شير والده اش يا
ديگرى ، يا يك شبانه روز كذلك ، اتفاق نيفتاده . وحال كه دخترى وپسر متراضعان مزبوران
به حد بلوغ رسيده اند بناى تزويج ما بين ايشان شده . آيا حسب الشرع رضاع مزبوره ناشر
حرمت بينهما مىشود يا نه ؟ ودر صورتي كه ناشر حرمت بينهما باشد ، آيا همشيره
نسبية مرتضعه مزبوره ( كه شير مزبور را نخورده باشد ) مىتواند با آن پسر مزوجه شود يا
نه ؟ واخوه نسبية هر يك از متراضعان با اخوه 1 نسبية ديگرى تزويج مىتوانند نمود يا نه ؟
جواب : نظر به صورت سؤال تقدير عددي وزماني رضاع ( هر دو ) غير معلوم الثبوت
[ است ] . خصوصا با ملاحظه تقرير مرضعه . وأصل هم عدم حصول آنها است . واما ( تقدير
اثرى ) اعني نبات لحم وشد عظم بادم ) : پس در صورت مسؤله نفى آن مشكل است . بلى
چون از كلام أصحاب بر مىآيد كه بايد انتساب اين اثر به رضاع مرضعه باشد مستقلا ،
ومخلوط شدن چيز ديگر را مضمر مىدانند در نسبت دادن اثر به آن شير . وظاهرا خلافي
در ميان ايشان در اين معنى ظاهر نيست . وأصل هم عدم تحقق رضاع شرعي است .
وعمومات هم مقتضى حليت است .
خصوصا با ملاحظه اين معنى كه تتبع أحاديث أئمة طاهرين عليهم السلام مفيد اين
هامش
1 : گويا مراد " أخوات " است .