انقضاى عده از نو عقد مىتواند كرد . واز براي عالم حرمت ابدى حاصل مىشود هر چند
دخول نكرده باشد . والله العالم .
164 : سؤال : هر گاه از براي زوج نفقه وكسوه أطفال ممكن نشود ، وزوجه صاحب
ثروت باشد ، نفقه وكسوه أطفال بر زوجه شرعا واجب است يا نه ؟
جواب : بلى هر گاه طفل از خود مال نداشته باشد وپدر هم عاجز از انفاق باشد وجد
پدرى هم موسر نباشد ومادر هم مليه وموسره باشد ، بر أو نفقه أطفال واجب است .
165 : سؤال : هر گاه شخصي ضعيفه را تزويج نموده ، ودر دخل نمودن عاجز .
و [ ضعيفه ] مقدار چهار ماه مرافعه خود را به نزد يكى از ملاهاى اين ولايت برده . وآن ملا
حكم نموده كه بايد اين ضغيفه يك سال تمام در نزد أو بوده باشد . وبعد از چهار ماه ، سه
ماه ديگر در نزد أو بوده . وآن مرد گفته كه بايد من مداوا نمايم وبه شهري ديگر رفته ،
وسه ماه ديگر در آنجا دوا خورده وبعد از مراجعت چهار ماه ديگر در نزد أو بوده فعلى از أو
متمشى نگرديده . ضعيفه فسخ نموده وبه خانه پدر رفته . وچون آن مرد پر لجوج ، وپدر
ضعيفه نيز مرد فقير ، وصبيه خود را مدت هشت سال بعد از فسخ نگاه داشته تا اتفاق
[ افتاده ] آن مرد به رحمت خدا رفته . وبعد از چند يوم همان ملائى كه اين مرافعه در نزد
أو اتفاق افتاده بود ، أو را عقد نموده وبه شوهر داده ، به سبب عنين بودن شوهر . آيا بر آن
شوهر ثاني حلال مىباشد يا نه ؟
جواب : دين ودينا از أمثال چنين ملاها خراب است . أولا اين كه مرافعه را به غير
مجتهد عادل كسى نمىتواند كرد . خصوصا مسأله عنن وبر فرض تقديرى كه كسى ديگر
تواند كرد آنچه به گوش آن ملاها رسيده اين است كه بعد از ثبوت عجز از مقاربت زنان مطلقا ، وعدم رضاى زوجه به زوجيت آن مرد ، ومرافعه بردن به سوى حاكم با شرايط ، آن
حاكم شرع أو را از حين مرافعه مهلت بدهد تا يك سال تمام . وبعد از تمام شدن يك سال
زوجه مسلط بر فسخ مىشود . به تفصيلي كه در محل خود مذكور است .
بنابر آنچه در صورت سؤال نوشته شده است از حين مرافعه تا حين فسخ وبه خانه
پدر رفتن ، ده ماه گذشته است . بر فرض صحت مرافعه اين فسخ قبل از تمام شدن سال
چه معنى دارد . پس بنا على هذا هنوز زوجه در حباله زوجيت زوج سابق بوده است كه
زوج متوفى شده . ونكاح ثاني در عده وفات شده ونكاح فاسد است . وهر گاه طرفين عالم
به عده وحرمت نكاح بوده اند به مجرد عقد حرام ابدى است . واگر دخول واقع شده است