تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
واما حكايت وصيت كردن به دادن اين ملك معين : پس آن نيز در ثلث معتبر است 1 زيرا كه چنان كه وارث را حق در آن باقي است كه بدون اجازه وارث وصيت زايد بر ثلث جايز نيست ، همچنين حق [ أو ] در أعيان ثابت است . پس هر گاه وصيت كند كه اين عين را در عوض دين من بدهيد ودين ثابت باشد ولكن آن عين زايد بر ثلث مال باشد ، وارث مىتواند گفت كه ما به قدر ثلث مال از اين عين مىدهيم وزايد بر ثلث را از أموال ديگر مىدهيم .
153 : سؤال : چه مىفرمايند كه شخصي ملكي براي فروختن واستيجار حج ، معين نموده ، وبه وصى خود تأكيد تمام كرده كه زود فروخته استيجار حج نمايد . وصى سهل انگارى نموده تا فوت شده . وپسرهاى موصى خود ملك مزبور را فروخته وبه مصرف خود رسانيده اند . آيا شرعا بايد ورثه ديگر يا عادلى حسبتالله از ايشان گرفته به وصيت عمل نمايد وبر فرض جواز ، همان قيمت را كه پسرها فروخته اند از ايشان بگيرد چند سال است كه از فروختن ايشان مىگذرد والحال ملك مزبور به اضعاف مضاعف قيمت به هم رسانيده ، هر گاه فروختن ايشان خلاف شرع باشد وبه توان استرداد نمود با تفاوت قيمت ، بيان فرمايند . جواب : اظهر اين است كه به قدر حج ميقاتى را موصى مستحق است ، خواه ثلث مال آن وفا كند به آن يا نه . وزايد بر اجرت حج ميقاتى را از ثلث اعتبار مىكنند هر گاه از ثلث مال بر آيد ، يا وارث امضا كند استيجار مىكنند ، والا ، فلا . واگر وفا به بعض اجرت [ حج ] بلدي كند دون بعضي ، به همان قدر از مسافت هم حج را استيجار مىكنند . وهم چنين وصيت فروختن ملك خاص را هم باز در آن اعتبار ثلث مىشود . زيرا كه چنان كه وراث بر زايد د ر ثلث قيمت عين مستحق اند هر گاه آن ملك مخصوص زايد بر ثلث مال باشد ، وارث را مىرسد كه بگويد زايد بر ثلث را از جاى مىدهم وآنچه در مقابل است از ملك براي خود نگاه مىداريم . وعلى اى تقدير : در قدرى كه وصى مىتواند فروخت به اذن ونفروخت ، وبعد از أو وارث فروخته وتصرف كرده ( خواه تمام ملك باشد يا بعض آن ) ، پس چون حاكم شرع -
هامش
1 : توضيح : يعنى از نظر تعيين ، فقط ثلث ملك مزبور مشمول تعيين مىشود ، ووارث مىتواند تعيين كردن موصى را نسبت به دو مثلث آن ملك رد كند .