واما حكايت وصيت كردن به دادن اين ملك معين : پس آن نيز در ثلث معتبر است 1 زيرا كه چنان كه وارث را حق در آن باقي است كه بدون اجازه وارث وصيت زايد بر ثلث
جايز نيست ، همچنين حق [ أو ] در أعيان ثابت است . پس هر گاه وصيت كند كه اين عين
را در عوض دين من بدهيد ودين ثابت باشد ولكن آن عين زايد بر ثلث مال باشد ، وارث
مىتواند گفت كه ما به قدر ثلث مال از اين عين مىدهيم وزايد بر ثلث را از أموال ديگر
مىدهيم .
153 : سؤال : چه مىفرمايند كه شخصي ملكي براي فروختن واستيجار حج ، معين
نموده ، وبه وصى خود تأكيد تمام كرده كه زود فروخته استيجار حج نمايد . وصى سهل
انگارى نموده تا فوت شده . وپسرهاى موصى خود ملك مزبور را فروخته وبه مصرف خود
رسانيده اند . آيا شرعا بايد ورثه ديگر يا عادلى حسبتالله از ايشان گرفته به وصيت عمل
نمايد وبر فرض جواز ، همان قيمت را كه پسرها فروخته اند از ايشان بگيرد چند سال
است كه از فروختن ايشان مىگذرد والحال ملك مزبور به اضعاف مضاعف قيمت به هم
رسانيده ، هر گاه فروختن ايشان خلاف شرع باشد وبه توان استرداد نمود با تفاوت قيمت ،
بيان فرمايند .
جواب : اظهر اين است كه به قدر حج ميقاتى را موصى مستحق است ، خواه ثلث مال
آن وفا كند به آن يا نه . وزايد بر اجرت حج ميقاتى را از ثلث اعتبار مىكنند هر گاه از ثلث
مال بر آيد ، يا وارث امضا كند استيجار مىكنند ، والا ، فلا . واگر وفا به بعض اجرت [ حج ]
بلدي كند دون بعضي ، به همان قدر از مسافت هم حج را استيجار مىكنند . وهم چنين
وصيت فروختن ملك خاص را هم باز در آن اعتبار ثلث مىشود . زيرا كه چنان كه وراث بر
زايد د ر ثلث قيمت عين مستحق اند هر گاه آن ملك مخصوص زايد بر ثلث مال باشد ، وارث
را مىرسد كه بگويد زايد بر ثلث را از جاى مىدهم وآنچه در مقابل است از ملك
براي خود نگاه مىداريم .
وعلى اى تقدير : در قدرى كه وصى مىتواند فروخت به اذن ونفروخت ، وبعد از أو
وارث فروخته وتصرف كرده ( خواه تمام ملك باشد يا بعض آن ) ، پس چون حاكم شرع -
هامش
1 : توضيح : يعنى از نظر تعيين ، فقط ثلث ملك مزبور مشمول تعيين مىشود ، ووارث مىتواند تعيين كردن موصى را
نسبت به دو مثلث آن ملك رد كند .