تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
كتاب الوصية من المجلد الثالث 152 : سؤال : چه مىفرمايند در باب اين مسأله كه شخصي وصيت نموده كه فلان ملك مرا به زوجه أم بدهيد . وحال قيمت آن ملك صد تومان است ، ومهر متعارف اين سرزمين جزئي است . وموصى در وصيت گفته است كه اين ملك را به جاى مهر وقرض أو بدهيد كه من قرض دار زوجه أم هستم . ورثه ديگر مىگويند كه به زوجه قرض دار نيست از راه اين كه ورثه ديگر را محروم كند اين وصيت را كرده است . محضا لله صورت شرعي آن را بيان فرمائيد . جواب : اين سخن موصى مشتمل است بر اقرار به اشتغال ذمه [ به ] مساوى قيمت اين ملك از براي زوجه از بابت حق الصداق ودين . وبر وصيت به اين كه اين ملك خاص را بدهند در عوض طلب . اما اقرار : پس اگر در حال غير مرض موت است ، پس از أصل مال بيرون مىرود . واگر در حال مرض موت است ، پس اگر متهم نيست به قصد حرمان ورثه ، آن نيز چنين است على الأظهر . واگر متهم است پس اگر بعد وضع مهر زايد بر ثلث مىشود ، اعتبار ندارد در زايد ، مگر به اجازه وارث . پس أول بايد دعوى مهر را طي كرد به مرافعه ، خواه قرار گيرد بر مقدار معينه بينه يا غير آن ، وخواه بنابر مهر المثل شود در صورت عجز از اثبات . وبعد از آن ملاحظه باقي قيمت ملك شود نسبت به ثلث بودن يا زايد بر ثلث بودن .