تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
زراعت را به آنها بدهند در عوض حق ايشان ، پس اگر قيمت اينها در حين انتقال ( كه بعد از موت است ) زايد بر اجرت يا اجرت المثل نيست ، ايشان مستحق [ هر ] دو قطعه مىشوند . وهر گاه قيمت آنها بيشتر باشد از حق آنها ، پس اگر زيادتى قيمت زايد بر ثلث مال موصى نيست ، باز مستحق تمام دو قطعه هستند . واظهر اين است قبض موصى له شرط در تملك نيست . واگر زايد بر ثلث باشد وورثه امضا نكنند ، به قدر حق آنها از اجرت به قيمت ما بعد موت از آن دو قطعه ، مال طلبكارها است ، هر چند قيمت نكرده باشند آنها را در حين ادا وچون تملك را در وصيت مشروط به قبض نمىدانيم ، از آن قطعه كه به قبض آنها در نيامده به قدر متهم اجرت مستحق هستند ومطالبه مىكنند ، هر چند وارث تواند زايد از حق آنها را در صورت عدم وفاى به آنها ندهد . پس در اين صورت مساوى اجرت خود را با آنچه ثلث وفا بكند به آن از مقدار زايد بر اجرت ، به آنها مىدهند . وتتمه مال وراث است . وهر گاه آن دو قطعه كمتر از اجرت آنها باشد وتراضى بر همان واقع نشود ، باقيمانده اجرت را مستحق اند كه از مال موصى بگيرند . ولكن چون مفروض سؤال اين است كه تراضى واقع شده ما تفصيل را بر آن فرض قرار داده أيم .