خودت داشته باشد . مريض گفته ( بعد از آنچه گفته أم ، آنچه باقي ماند ثلث آن را سه رسد
نمائيد ، يك را به خمس وزكات ودو ثلث ديگر را به مصرف صوم وصلات بدهيد ) .
وورثه بعد از فوت امضاى مراتب را نموده اند . آيا وصاياي مزبوره را در چنين صورتي مرتب
دارند در اخراج ثلث كه ابتدأ به أول فالأول نمايند تا هر قدر كه ثلث كفايت نمايد ؟ يا
مجموع را با هم حساب نمايند واز هر يك ثلث بگيرند ؟
جواب : أولا ملكي كه گفته است به رد مظالم بدهند ، تمام آن را به رد مظالم بدهند .
وثلث ثلث باقيمانده را بعد از وضع ملكي كه گفته است به رد مظالم بدهند وملكي كه
گفته است به پسر بدهند ، به مصرف خمس وزكات مىرسانند . وچون تعيين مقدار
نكرده نصف آن ثلث را به خمس بدهند ونصفى به زكات . باقي مىماند آن ملكي كه براي
پسر بزرگ وصيت كرده ودو ثلث ثلث باقي كه از براي صوم وصلات وصيت كرده . پس
بايد ملاحظه كرد هر گاه قيمت آن ملك ودو ثلث از آن ثلث باقي ، مساوى ثلث مجموع
مال هست ، بعد وضع رد مظالم وخمس وزكات به همان نحو وصيت معمول مىدارند
وملك را به پسر بزرگ مىدهند ومساوى دو ثلث ثلث باقي را به مصرف صوم وصلات
مىرسانند . وهم چنين هر گاه كمتر از ثلث مجموع مال باشد .
وهر گاه بيشتر از ثلث مجموع مال باشد . پس هر گاه ورثه اجازه كنند به آن ، چنين
خواهد بود . وهر گاه ورثه اجازه نكنند مقدم مىدارند وصيت ملك را از براي پسر بزرگ .
پس هر گاه آن ملك مساوى ثلث است ، ديگر چيزى براي صوم وصلات نمىماند . وهر گاه
كمتر است باز ملك را به پسر بزرگ مىدهند بالتمام وتتمه را صرف صوم وصلات
مىكنند . وهر گاه بيشتر است به قدر ثلث أصل مال را از ملك به أو مىدهند وتتمه داخل
ميراث است . در صورتي كه بنا به گرفتن صوم وصلات شد ظاهر اين است كه در صورت
اطلاق از براي هر سال نماز يك ماه روزه مىگيرند . ودور نيست كه نماز آيات هم داخل
باشد هر گاه از أو فوت شده باشد .
واينها كه گفته شد مبتنى بر آن است كه رد مظالم وخمس وزكات حقيقت است در
واجبات اين حقوق ، وهر گاه از قرائن معلوم شود كه وصيت به آنها از راه احتياط است ،
آنها هم حكم وصيت خواهند داشت ، واز ثلث اعتبار مىشوند نه از أصل . والله العالم .
146 : هر گاه كسى وصيت نامه نوشته باشد در سفري به اين مضمون كه ( اى
فلان هر گاه من در اين سفر فوت شوم فلان دين مرا ادا كن . وفلان امر مرا چنان كن .
و