عدم انفراد وصى است ) عمل كرده شود . وانتظار حضور آن غايب را نبايد كشيد ، خصوصا
با حصول ضرر به سبب انتظار ، وهر گاه با وجود ضم ديگرى به اين شخص حاظر هم
عجزي از براي حاضر به سبب عدم تمكن بر اتمام ، حاصل شود كه اين شخص ضميمه
[ شده از طرف ] حاكم هم وفا به بيش از حصه خود نمىكند ، باز هم حاكم بايد معينى از ، براي اين حاضر تعيين كند . وبه سبب عجز أو از بعض بلكه از كل نيز رد وصيت نمىتواند
كرد .
اينها همه در وقتي است كه أصل وصيت ووصايت ثابت باشد . ومحض كاغذ وصيت نامه
حجت شرعيه نيست . وبر فرض عدم ثبوت ، وعدم جد ، ولايت در وصايت با حاكم شرع
است ، آنچه صلاح داند چنان مىكند . وبا عدم تمكن از حاكم شرع ثقات مؤمنين متوجه
أمور أيتام مىشوند . وهم چنين است امر در وصيت ثابته قطع نظر از تعلق به أيتام .
141 : سؤال : شخصي در اين أوقات متوفى شده . چند يوم قبل از وفات وصيت به
ديون چند كرده . از روز وصيت تا زمان فوت اين قدر زمان گذشته كه امكان ادا بود . وأرباب
ديون هم از جمله اشخاصى مىباشند كه امكان اداى حق ايشان متصور است . يعنى مثل
طفل ومسجد نيستند . وبه حسب العادة ارا نمودن همچه أرباب ديون ، كمال اشكال
دارد ، ووصيي مزبور علم دارد كه موصى اداى ديون ننموده . وعلم شرعي هست كه أرباب
ديون هم ابرا نموده اند . آيا وصى مىتواند بدون قسم استظهارى اداى ديون موصى
نمايد ؟ يا محتاج به قسم است ؟ وچنانچه محتاج به قسم باشد احدى را در اين ولا صلاح
دانند مرخص فرمايند تا طي دعوى شود . رسيدن خدمت حاكم شرع صعوبتى دارد .
در اينجا خدمت عالي جناب مقدس ألقاب آقا سيد باقر اظهار شد در خصوص ديون ،
فرمودند كه اگر وصى قطع به عدم ادا وعدم ابرا داشته باشد ، بدون قسم استظهارى
مىتواند اداى ديون نمايد . وموصى وصيت به ثلث هم نكرده . وصغير هم دارد . آنچه رأى
عالي قرار يابد مقرر فرمايند . واگر ميت كسى را وصى أطفال صغار نكرده باشد مؤمنين
مىتوانند چند نفر را كه متدين مىدانند تعيين نمايند كه متوجه صغار وأموال ايشان
باشند وأموال صغار را به نحوى كه غبطه ومصلحت صغار دانند تصرف نمايند . اين را هم
مقرر فرمايند .
جواب : آنچه عالي جناب قدسي انتساب محامد اكتساب علامى فرزند نور العيون آقا
سيد باقر حرسه الله تعالى فرموده محض حق وصواب است . ودر صورتي كه وصى قاطع