تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
مجتهد تواند نقض فتوى كرد . به اين معنى كه هر گاه مجتهد سابق رأى أو جواز وصايت فاسق باشد ومجتهد لاحق چنان نداند ، تواند وصى فاسق را عزل كرد . خواه فاسق بوده باشد از ابتدأ يا ظاهر شده باشد فسق أو بعد از ظهور عدالت ، هر گاه رأى أو اين باشد . وبه مقتضاى مقدمات سابقه هر گاه موصى شرط انضمام كرده باشد ، حاكم ضميمه [ را ] در بدل آن قرار بدهد ، وهر گاه شرط انفراد كرده باشد ، امر را به ديگران واگذارد . وهر گاه معلوم نباشد حال ، محتمل است كه در حكم مطلق باشد ( كه أقوى در آن لزوم اجتماع بود ) وبه مقتضاى آن عمل كند . ومحتمل است كه امر موكول به رأى حاكم باشد . چون اطلاق معلوم نيست . وأصل عدم تقييد ، مقتضى اطلاق نيست ، به جهت آن كه اطلاق هم در اين مقام به منزله قيد است ، وهر دو از حوادث وأصل عدم هر دواست . زيرا كه نسبت آنها به صدور از موصى مساوى است . وأصل عدم هر دو است . ودور نيست كه ترجيح أول را بدهيم . چون اطلاق أغلب است از تعيين انفراد ، بلكه غالب أحد امرين است يا اطلاق يا شرط اجتماع . ومقتضاى هر دو لزوم ضميمه است .
121 : سؤال : شخصي متوفى شده ودر حين حيات شخصي را وصى خود نموده كه مال أو را به مصرف خير أو برساند ، ويك شاهد هم دارد ، ووارث ادعاى ميراث مىكند . چه بايد كرد ؟ . جواب : اين وصيت از باب وصيت به مال نيست . بلكه از باب وصيت به ولايت است . وحكم آنها متفاوت است . اما وصيت به مال : مثل اين كه وصيت كند كه فلان قدر از مال مرا به زيد بدهيد ، در اين صورت موصى له كه زيد است هر گاه دو مرد عادل شاهد داشته باشد ، يا چهار زن عادله مطلب أو ثابت مىشود . ودر وقت ضرورت وفقد عدول مسلمين دو نفر از عدول أهل ذمه هم كافى است . وهر چند ظاهر آية 1 وبسيارى از اخبار 2 ، اشتراط اين است كه در سفر باشد ، ولكن چون آن قيد وارد مورد غالب است اعتماد به آن مشكل است . ومقتضاى علت منصوصه كه در بعض أحاديث صحيحه وغير صحيحه كه تعليل فرموده اند قبول شهادت ايشان را به اين كه ( خوب نيست كه حق احدى باطل شود وضايع شود ) ، اعتبار مطلق ضرورت است . وبعض علما قسم دادن آنها را بعد نماز عصر هم لازم
هامش
1 : يا أيها الذين آمنوا شهادة بينكم إذا حضر أحدكم الموت حين الوصية اثنان ذواعدل منكم أو آخران من غيركم ان أنتم ضربتم في الأرض فاصابتكم مصيبة الموت تحبسونهما من بعد الصلاة فيقسمان بالله . . . آيهء 106 سورهء مائده . 2 : وسائل : ج 13 ، أحكام الوصايا ، باب 20 ح 6 ، 7 ، 8 .