تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ديگر اجبار حاكم بر اجتماع را ذكر نكرده است . با وجود اين كه سابق بر اين گفته است كه ( ظهور فسق منشأ بطلان وصيت نمىشود ) . چنانچه پيش نقل كرديم . وبدان كه : در اين مقام اشكالى هست . وآن اين است كه بنابر اشتراط عدالت چگونه مىشود كه گرفت وگير أوصيا ومخالفت ايشان به سر حدى برسد كه حاكم بايد آنها را اجبار كند بر اجتماع رأى ؟ پس آنها در اين صورت خود فاسق ومعزول مىشوند چنان كه پيش گفتيم . واگر عدالت هم شرط نباشد ، [ باز ] ( بنابر مشهور ) ظهور فسق منشأ بطلان وصايت مىشود ، چنان كه گفتيم . خواه به مجرد مخالفت باشد اگر اين تخالف وتعاسر را كبيره دانيم ، يا با اصرار بر آن اگر صغيره دانيم . ممكن است دفع آن به اين كه شايد مراد أصحاب در صورتي باشد كه تعاسر وتخالف أوصيا از راه عناد ولجاج [ ن‍ ] باشد . بلكه از راه اختلاف نظر در مصالح وتفاوت اجتهاد آنها باشد . وظاهر هم اين است . وبنابر اين پس جمع ما بين أدله وقواعد مقتضى آن است كه در صورت عدم اجتماع ، حاكم امر را به اعلم واقواى أوصيا موكول كند وديگران را تابع أو كند ، تا از مقتضاى وصيت حسب المقدور بيرون نرفته باشد . واجبار مطلقى كه در كلام أصحاب است حمل بر اين شود . والا گاه است كه بايد اعلم وأقوى تابع أضعف ونادانتر بشود ، والا اجتماع ممكن نشود . واين قبيح است . واگر خود اجتهادي بكند وهمه را تابع رأى خود بكند ، پس آن عزل ايشان است ونصب خود . وآنها را به منزله نايب خود خواهد كرد . ودر صورتي كه موكول كردن امر به اعلم واجبار ديگران به متابعت ميسر نشود ، پس آن در حكم مفقود بودن وصى است كه حاكم خود مستقل خواهد بود . چون عدم اجتماع رأى ، ايشان را به منزله معدوم مىكند . پس تحقيق همان قول أبو الصلاح است كه تأويل كلام مشهور هم به آن ممكن است . وبدان كه : هر گاه عجزي رو دهد به يكى از أوصيا به تمام عمل به وصيت ( به سبب مرضى يا مثل آن ) مشهور اين است كه حاكم ضم مىكند به عاجز ، أميني ديگر را ، كه كمك عاجز بكند . پس در اين وقت هر سه بايد متوجه شوند . وشهيد ( ره ) در دروس قائل شده به اين كه ( حاكم ضم مىكند به آن ديگرى احدى را ) ، كه در اين وقت دو نفر متوجه مىشوند . وأقوى قول مشهور است . به جهت آن كه حسب الامكان مخالفت وصيت نشده باشد . به جهت آن كه ( عجز في الجملة ) مانع نيست از وصى شدن ابتدائي ( چنان كه دعوى
هامش
1 : توضيح : مصنف ( ره ) بدينترتيب جمع بين القولين مىكند . يعنى قول فخر المحققين ناظر است براينكه " در صورت ضرر نيز وصى به عنوان وصى نمىتواند اقدام كند " . ونظر قائلين به جواز اقدام در صورت ضرر " بر اين است كه : وصى به عنوان احدى از مؤمنين مىتواند اقدام كند .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 267 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي