تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
مسأله سوم : جايز است تعدد أوصيا ، وفتاوى واخبار 1 بر آن متطابق است ، واشكالى در آن نيست . مسأله چهارم : هر گاه شرط كند موصى [ اجتماع ] أوصيا را وأحب است اجتماع وجايز نيست انفراد هر يك . وظاهرا خلافي در مسأله نيست . وفخر المحققين گفته است كه ( تصرف أحد هما نافذ است منفردا در رد اعيانى كه مال غير باشد ، مثل وديعه وأعيان مغصوبه . چون واقع شده در موقع خود . واما عقود وآنچه متعلق اجتهاد است : پس همگى اتفاق دارند بر عدم صحت آن . واز جمله آنها نفقه وكسوه صغار وحيوان است ) . وگفته است كه ( خلاف در صورتي است كه تشاح وتنازع كنند واتفاق نكنند بر چيزى ، كه آيا جايز است تصرف در أموري كه ناچار است از آن ، مثل انفاق يتيم واكساى أو ) . وآن را در مسأله پنجم ذكر مىكنيم . وبدان كه مراد از اجتماع اتفاق در رأى است هر چند مباشر عمل يكى از آنها باشد به اذن ديگرى . وهر گاه به عنوان اطلاق دو نفر را وصى كند وشرط اجتماع نكند ، اشهر واظهر [ در اينجا ] نيز عدم جواز انفراد است . چنان كه مدلول مكاتبه محد بن الحسن صفار است 2 ، ومقتضاى أصل ، وعموم ( فمن بدله بعدما سمعه . . . ) 3 است . چون ظاهر اطلاق ، اجتماع است . واز شيخ نقل قولي بر جواز انفراد شده . واستدلال بر آن كرده اند به روايت متشابه الدلالتى كه مقاومت با دليل مشهور نمىكند . وهر گاه خواهند قسمت كنند أوصيا در ميان خود ( كه بعضي تصرف در بعضي أمور كنند وبعضي در بعض ديگر ) اين [ نيز ] جايز نيست . چون مخالف وصيت است . ودر مكاتبه محمد بن الحسن صفار دلالت بر اين هست : ( قال : كتبت إلى أبى الحسن العسكري ( ع ) : رجل كان أوصى إلى رجلين . أيجوز لأحدهما ان ينفرد به نصف التركة والاخر بالنصف ؟ فوقع عليه السلام : لا ينبغي لهما ان يخالفا الميت وان يعملا على حسب ما أمرهما ، إن شاء الله ) . وسند روايت صحيح است ودلالت آن هم واضح است به قرينه تنبيه بر علت در آخر آن ، كه اشاره به آية ( فمن بدله بعدما
هامش
1 : وسايل ج 13 ، أحكام الوصايا ، باب 51 ح 1 ، 2 و 3 . 2 : همان مرجع : ح 1 . 3 : 181 بقره .