تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
سمعه . . . ) دارد ، وصدوق گفته است كه ( توقيع در نزد من است به خط امام - ع - ) 1 . واين حديث شامل صورت اطلاق موصى وتقييدا و ( هر دو ) هست . واما هر گاه بگويد كه ( خواهند به انفراد بكنند ، وخواهند به اجتماع ) : پس در آن نيز اشكال نيست كه جايز است تصرف هر يك مجتمعا ومنفردا . مسأله پنجم : در صورتي كه بايد به اجتماع رأى [ عمل ] بكنند ، [ اگر ] نزاع كنند در رأى ومخالفت كنند ، پس ممضى نيست آنچه أحدهما به تنهائى بكند . وجمعى از أصحاب استثتا كرده اند أموري چند [ را ] كه ناچار است از آن وتأخير نمىتوان كرد . مثل خوراك وپوشاك صغير وغلام وكنيز وحيوان . ومثل اينها است خريدن كفن از براي ميت . وبعضي بر آن زياد كرده اند اداى ديون أو را ، وانفاذ وصيت معينه أو را ، وقبول هبه از جانب صغير با خوف فوات نفع ورفع دعوى كه كسى با ميت داشته باشد ، يا اثبات حقي براي ميت ، وهم چنين نسبت به صغير ، ورد وديعه معينه وعين مغصوبه . واز شيخ در مبسوط نقل شده است اطلاق منع بدون استثنا . واين را فخر المحققين نسبت به ابن إدريس داده وآنچه در سرائر به نظر رسيده خلاف اين است . بلكه أو نيز در صورت تشاح استثنا كرده است مأكول وملبوس يتيم را ، ونسبت أو را به روايت داده است . واز أبو الصلاح نقل شده است كه ( با تشاح ، رد مىكند امر را ناظر در مصالح أمور - يعنى حاكم شرع - به اعلم أوصيا واقواى آنها ، وباقي را تابع آن مىكند ) . وعلامه در قواعد گفته است كه ( محتمل است در نزد من كه اگر موصى نهى كرده است از انفراد ، ضامن است در تصرف در نفقه يتيم ) ، وحمل كرده است أقوال علما را در عدم ضمان ، بر صورتي كه موصى مطلق وصيت كرده باشد . وصاحب كفاية نقل كرده است از بعض متأخرين ، ضمان منفرد را مطلقا . وخود پسنديده است آن را . وآنچه در نظر أحقر اظهر است اين است كه از مقتضاى وصيت جايز نيست بيرون رفتن ، الا در جائى كه ضرر لازم آيد كه عقل ونقل دال بر [ جواز ] آن است . مثل آن كه صغار گرسنه اند وبرهنه اند وعسرت مىكشند . در اينجا انتظار اتفاق رأى أوصيا موجب هلاك يا عسرت آنها است . وهم چنين در صورتي كه عمارت آنها يا حيوان آنها در معرض تلف باشد وتأخير موجب ضرر مىشود . بلكه در غير صورت تشاح هم هر گاه تأخير از براي
هامش
1 : فقيه ج 2 ص 275 .