تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
ديگرى مىفروشند . وچنان كه گفتيم مىكنند به همان تفصيل .
120 : سؤال : هر گاه كسى در سفر فوت شود وچند نفر يتيم دارد ، وچند نفر وصى دارد كه بعضي معتمد وبعضي غير معتمد ، ومال أو را رفقاى أو آورده اند ومى خواهند كه به صاحبش برسانند ، تكليف ايشان چه چيز است ؟ وحال اين كه ايشان نمىدانند كه آيا مقلد مجتهدي بوده يا نه ، وبر فرضى كه بوده ، نمىدانند كه مجتهد أو رأيش جواز وصايت فاسق بوده يا نه . ونمىدانند كه آيا ميت اين غير معتمدها را به اعتقاد عدالت وصى كرده يا نه . آيا عدالت در وصى شرط است يا نه ؟ وبر فرضى كه شرط نباشد ، هر گاه عادلى را وصى كند وبعد از آن فسق أو ظاهر شود آيا معزول مىشود يا نه ؟ وآيا تعدد أوصيا جايز است يا نه ؟ وآيا استقلال هر يك در تصرف جايز است يا نه ؟ ودر صورت لزوم اجتماع ، هر گاه اختلاف كنند در رأى ، چه بايد كرد ؟ وبعد از همه اين مراحل ، آيا الحال بر اين شخص كه مال در دست أو است چيز است ؟ مسائل را مفصلا با اشاره اجمالية به مأخذ بيان فرمائيد . جواب : اين سؤال مشتمل است بر چند مسأله . اما أولى : خلاف كرده اند در ( اشتراط عدالت ) . واشهر واظهر اشتراط عدالت است . واز ابن زهره نقل دعوى اجماع بر آن شده . وبعضي قائل شده اند به عدم اشتراط . وابن إدريس در أول فتوى به وجوب عدالت داده ، به جهت آن كه وصيت امانت است وبه غير عادل كسى مؤتمن نمىتواند بود . وبعد از آن تعليلى گفته است كه ( مقتضاى مذهب ما وأصول ما وروايات ما اين است كه عدالت شرط نيست در صحت وصى كردن ) . وگفته است كه : خلافي نيست در اين كه [ جايز ] است كسى وديعه بگذارد نزد فاسق . پس همچنين وصيت . بلكه عدالت مستحب است در وصى . ومحقق در نافع وعلامه در مختلف نيز اختيار عدم اشتراط كرده اند . وبعضي گفته اند كه شكى نيست كه شرط است عدم ظهور فسق أو . ودر اشتراط عدالت تأمل كرده [ اند ] . دليل ( قول ) أول اين است كه اين امين گرفتن در مال غير است ومعتمد گرفتن در اداى حقوق غير . وفاسق محل امانت نيست ، وبه خبر دادن أو از آنچه كرده است نمىتوان عمل كرد . به دليل آية شريفه ( ان جائكم فاسق بنبأ فتبينوا ) 1 . واشعار دارد بر
هامش
1 : سورهء حجرات ، آيهء 6 .