در بيان مسأله ( آيا هبه مطلقه مقتضى عوض هست يا نه ) . وهم چنين از
كلام أو كه قبل از اين در لزوم هبه معوضه ظاهر مىشود آنجا كه گفته است كه ( در
هبه معوضه فرقى نيست ما بين اين كه بعض عين موهوبه را در عوض بدهد يا غير آن
را . به سبب اطلاق وبه سبب اين كه به سبب هبه ملك أو شده است ، پس صحيج
است كه بعض را عوض جمله بدهد ) . هر چند در اينجا اكتفا كرده به ذكر بعض
عين موهوبه . وشاهد آن از جهت اين باشد كه مراد أو بيان اين است كه عوض
هر چند كم باشد ، لازم مىشود واين كمتر بودن نمىشود الا به اين كه بعض عين
موهوبه باشد .
مطلب دوم : آيا شرط عوض به اين نحو كه ( به غير چيزى ببخشد ) در حكم
بخشيدن به واهب است وداخل هبه معوضه است يا نه ؟ - ؟ وتحقيق اين موقوف
است به تمهيد مقدمه . وآن اين است كه : در هبه معوضه شرط نيست كه عوض
هبه ، هبه ديگر باشد كه لازم آن اين است كه نقل عيني باشد با ايجاب وقبول
وقبض . بلكه هر چه قابليت عوض داشته باشد كافى است . خواه از باب عقود باشد ،
مثل صلح واجاره وأمثال آنها كه محتاجند به ايجاب وقبول وعقد على حده .
وخواه نفس عملي باشد ، مثل دوختن جامه معين كه ديگر ضرور به عقد جديدى
نيست ، وبه همان دوختن ، هبه معوضه به عمل مىآيد . وخواه از باب ابرا حقي
باشد در ذمه واهب يا در ذمه غير أو .
وهر چند تصريحى در كلام علما به اين تعميم در نظر نيست ، ولكن اطلاق كلام
ايشان شامل همه هست . ودر باب صدقه كه استدلال كرده اند از براي لزوم به
اين كه ( اجر وثواب آن ، عوض است ، پس داخل هبه معوضه است ) تنبيه بر اين دارد .
هر چند ما را در آن سخنى هست كه بعد اشاره به اين مىشود . وأستاذ محقق ما
آقا محمد باقر بهبهانى ( ره ) در رساله فارسيه تصريح به اين تعميم كرده . وآخوند
ملا محمد باقر مجلسي ( ره ) در جواب مسائلي كه از ايشان نقل شده فرموده است
در جواب از سؤال اين كه ( هر گاه كسى ملكي يا باغي به زوجه خود هبه كند به
عوض صداق . آيا داخل هبه معوضه است ؟ ومادامى كه أحدهما رجوع نكند
ديگر نمىتواند - ؟ ) : بلى هبه معوضه است .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: الميرزا القمي
ص٢١١