تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
نيست . هر گاه اين مقدمه را دانستى ، ظاهر مىشود كه هبه معوضه متحقق مىشود به اين كه واهب شرط كند هبه چيزى [ را ] به غير خود . يا ابرا غير ، از حقي . وأمثال آن . به جهت آن كه عرفا صادق است كه اين هم عوضى است . زيرا گاه است كه نفعي عايد واهب مىشود به سبب اين هبه به غير ، وداخل عموم اخبار است . وگاه است كه توهم شود كه هبه أول داخل هبه معوضه نبوده ( 1 ) وجايز است رجوع در آن . بخلاف هبه ثانيه كه آن معوضه است ولازم است . اما أول : پس به جهت اين كه اين از باب ( شرط عوض ) نيست . بلكه از باب شرطي است كه در ضمن عقد هبه بشود . وعمل به آن لازم نيست . چون هبه از عقود جايزه است . بلكه صحيحه عبد الله بن سنان دلالت دارد بر جواز رجوع : ( عن الصادق - ع - : تجوز الهبة لذوي القرابة والذي يثاب من هبته ، ويرجع في غير ذلك ان شاء ) . ( 2 ) چون مراد از جواز در اينجا لزوم است ، به قرينه مقابله [ با ] ( ويرجع في غير ذلك ) . يعنى لازم است هبه كسى كه به رحم خود بخشيده باشد . وهبه كسى كه در عوض آنچه هبه كرده است چيزى به أو داده شود . ودر غير اينها لازم نيست وجايز است رجوع . زيرا ظاهر اين حديث اين است كه عوض به واهب برسد نه به غير أو . وهم چنين حسنه عبد الله بن سنان كه در آنجا فرموده اند ( إذا عوض صاحب الهبة فليس له ان يرجع ) . ( 3 ) يعنى هر گاه عوض داده شود به صاحب هبه ( يعنى واهب ) پس ديگر رجوع نمىتوان كرد . كه مفهوم اين حديث اين است كه هر گاه عوض به غير صاحب هبه داده شود رجوع مىتواند كرد . واما [ هبه ] ثاني : پس به جهت اين كه شرط را قسطى از ثمن مىباشد . پس اين شرط هبه به غير ( كه در ضمن عقد هبه أول ذكر شده ) بايد از عين موهوبه به هبه أول ، عوضى داشته باشد . پس هبه معوضه مىشود ولازم مىشود مگر اين كه
هامش
( 1 ) : در نسخه : بوده . ( 2 ) : وسائل : ج 13 ، أبواب الهبات ، باب 6 ح 1 . ( 3 ) : همان مرجع ، باب 9 ح 1 .