تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مخالف فتواى أصحاب قول به تفصيل است ، وموهم خرق اجماع مركب مىشود . واين توهم هم ظاهرا بي صورت است ، زيرا خرق اجماع در صورتي است كه ثابت باشد تحقق اجماع ، ودر اينجا معلوم نيست . بلكه ظاهر اين است كه معنى قول به تفصيل همان عمل به مضمون حديث است . واختلاف أصحاب تفصيل به سبب فهم حديث است ، وبه اين سبب است كه در فروع مذكوره اشكال واختلاف واقع شده . وهر كس مكلف است به فهم خود ، والله العالم با حكامه .
86 : سؤال : هبه اى ولد جايز است يا نه ؟ - ؟ جواب : مادامى كه ولد أو زنده است هبه أو صحيح نيست . وقول به خلاف آن ، هم در نظر نيست .
87 : سؤال : هر گاه زيد هبه كند ملك خود را به پسر كبير خود عمرو در حالي كه ملك دريد عمرو ، باشد . وشرط كند كه عمرو يك تومان به دختر أو زينب بدهد . آيا هبه صحيح ولازم است يا نه ؟ - ؟ وآيا فرقى هست ما بين اين كه واهب يا متهب بميرد قبل از رسيدن يك تومان به آن دختر - ؟ وآيا فرقى هست ما بين اين كه شرط كند كه يك تومان را در حال حيات بدهد يا بگويد بعد از من به أو بده ، يا نه ؟ - ؟ . جواب : أولا در هبه ايجاب وقبول شرط است ، وچون عمرو كبير است قبض أو هم شرط است . وهر گاه در يد أو باشد كافى است واقباض جديد ضرور نيست . ولكن اشكال در معنى يد است . وفقها در اينجا تصريح كرده اند به اين كه فرقى نيست در بين يد متهب وبين يد اجاره ويد وديعه ويد عارية . وهمه را كافى دانسته اند در كفايت قبض . واشكال در يد غصب كرده اند . واظهر در آن نيز كفايت است . ولكن در مسأله هبه به صغير يد وديعه را يد ولى دانسته اند ، يعنى هر گاه ولى هبه كند مالي را به صغير در حينى كه آن مال به وديعه در نزد غير است ، گفته اند اين وديعه در حكم يد ولى است . پس كافى است . ودر مسالك گفته است كه در عارية دو وجه است . وگفته است كه ( هر گاه در اجاره غير باشد ، يا مالي باشد كه به ارث به ولى رسيده وهنوز متمكن از قبض نشده - ودر أمثال اينها - بايد قبض به عمل بيايد از براي صغير ) ولازمه اين كلام اين است كه در مسأله سابقه يد وديعه يد واهب باشد ، پس يد متهب نخواهد بود كه
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 208 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي