تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
آن ، وشامل صورت تصرف وعدم آن ، هست . وبسيار بعيد است اعتماد به همين قدر كه أصحاب عمل كرده اند به اين قطعه از مدلول اين حديث ، يعنى از حيثيث اين كه دلالت دارد بر اين صورت خاصه كه مطلق تصرف است عمل به آن كرده اند . واما آخر حديث : پس هر چند آن در اخبار متعددة وارد شده وسند بعض آنها صحيح است ، لكن در دلالت آن منع است . بلكه ظاهر آن كراهت است . واگر تشبيه به رجوع به قى به سبب حرمت اكل قى است ، پس لازم مىآيد كه قبل از تصرف هم حرام باشد ، وايشان قائل به آن نيستند . وقبح وشناعت ظاهري در عرف وعادت خصوصا در نظر أهل بصيرت وصاحبان مروت مشترك است بينهما هر چند در صورت تصرف شنيعتر باشد . وتخصيص اين خالى از تعسفى نيست ، چون تعليل راجع به امر عقلي يا عادى شده ، نه محض تعبد كه قابل تخصيص باشد . وغايت امر دلالت بر حرمت است وآن دلالت بر فساد وعدم ترتب آثار ندارد . چنان كه در مسالك اشاره به آن كرده . وبه هر حال ، بعد از ملاحظه اخبار معتبره بسيار كه دلالت بر جواز رجوع در هبه مىكند ( بالا طلاق يا در بعضي صور ) ، چگونه اعتماد به دلالت اين روايت بر حرمت باقي مىماند . ودليل قول سوم : حسنه حلبى است به إبراهيم بن هاشم كه به منزله صحيحه است ، بلكه جمعى روايات أو را صحيح شمرده اند وخالى از وجه نيست . وبه هر حال شكى در جواز عمل به مثل اين روايت از جهت سند نيست . وآن را حلبى از حضرت صادق ( ع ) روايت كرده است ( قال : إذا كانت الهبة قائمة بعينها فله ان يرجع فيها ، والا فليس له ) . ( 1 ) ودر وجه دلالت گفته اند كه متبادر از ( قيام بعينها ) اين است كه عين با أو صاف سابقه بر جا باشد ، با تغيير أوصاف صادق نيست كه بعينها باقي است هر چند ذات أو باقي باشد . وهم چنين با خروج از ملك متهب صادق نيست كه بعينها باقي است ، بلكه آن نازل منزله تلف است چه جاى تغيير عين ودر مسالك بر اين ايراد كرده كه اقامه نقل از ملك ، مقام تغيير عين يا زوال
هامش
( 1 ) : وسائل : أبواب الهبات ، باب 8 ح 1 .