مقتضاى شرط ، بايد به مقتضاى وصيت أو عمل كرد .
واين ها در وقتي است كه حلال كردن زوجه زوج خود را در حين غسل دادن ،
ثابت نباشد . واما هر گاه به ثبوت رسد ، در آن نيز بايد تفصيلي داد . پس اگر صداق
عين موجودى است ، حلال كردن آن صحيح نيست . زيرا كه در اينجا ابراء نيست ،
بلكه هبه ، يا اباحه است . وشرايط هبه واباحه - از قبول وقبض وغيره - در اينجا
متصور نيست . وهمچنين هر گاه بعض صداق عين باشد ، در آن بعض صحيح
نيست . واينها در صورتي است كه مراد زوجه حلال كردن وبرى كردن از
حق الرجوع نباشد . زيرا كه در اينجا ابراء صحيح است هر چند صداق عين باشد .
وهر گاه دين باشد ، يا بعض آن دين باشد : پس حكم دين اين است كه اگر زوجه
متذكر صلح هست واز جمله صورت هائى است كه صلح صحيح است ، پس ظاهر
اين است كه ابراء صحيح است وبالمره از ميت ساقط مىشود ودر مال أو هم حقي
ندارد . وبر وارث أو هم چيزى نيست . ووصيت أو اعتباري ندارد نسبت به صداق أو .
واگر از جمله صورت هائى است كه صلح صحيح نيست ، پس ابراء صحيح است
ووصيت نسبت به صداق باطل است .
وهر گاه متذكر صلح نباشد : پس در صورت صحت صلح ، آن ابراء صحيح نيست ،
وبه مقتضاى وصيت بايد عمل كرد . ودر صورت فساد صلح ، ظاهر اين است كه
ابراء صحيح باشد وديگر عمل به وصيت نسبت به صداق نمىتوان كرد .
ودر صورت جهالت حال زوجه در تذكر وعدم تذكر : ظاهر اين است كه بنا [ را ] بر
مقتضاى تذكر بايد گذاشت . وحكم آن را در آن جارى ساخت . وهر گاه طرفين نزاع
داشته باشند در تذكر وعدم تذكر به مرافعه طي مىشود والله العالم .
85 : سؤال : هبه غير ذي رحم بعد از اجراى صيغه واقباض در چه صورت لازم
مىشود ودر چه جا نمىشود ؟ - ؟ ودر جايى كه لازم نيست به مجرد اقباض ، آيا به
سبب تصرف در آن منشاء لزوم مىشود يا نمىشود ؟ - ؟ وهر گاه منشاء لزوم مىشود
آيا در چه گونه تصرف منشأ لزوم مىشود .
جواب : هبه غير ذي رحم هر گاه معوضه نباشد وقصد قربت در آن نشده باشد ، به
مجرد اقباض لازم نمىشود جزما . وظاهر اخلافى در اين نيست ، وجمعى دعوى