تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
واضح بوده كه اگر تتبع تمام وبذل جهد به قدر وسع مىكرد ، به آن نحو حكم نمىكرد وفتوى نمىداد . والحاصل مراد ظهور بطلان حكم وفتواى سابق است نه مجرد تغيير رأى . زيرا كه تغيير رأى مستلزم بطلان رأى سابق نيست . بلكه مستلزم مرجوحيت آن است على الظاهر . وهر چند ظن حقير در خصوص اين مقام اين است كه غفلتى از آن مجتهد حاصل شده واگر نه بايست كه چنين بنا گذارد . ولكن صاحب مسأله از من حكم به نقض يا عدم آن را خواهش كرده واين كه من بگويم آنچه أو كرده باطل است حكمي خواهد بود از من به بطلان . وحكم بدون مرافعه صورت نمىپذيرد . وبه مجرد كاغذ وقف نامه وأمثال آن حكم نمىتوان كرد . وفتوى دادن يعنى ( اگر چنين است ، چنين است . واگر چنان است ، چنان است ) دخلى به حكم ندارد واز باب فتوى است . ونقض حكم به فتوى با وجود بقاى خصمين بالفعل صورتي ندارد . وخصوصا اينكه عبارت آن مجتهد هم متشابه است ، واز براي من به محض آن عبارت كه در كاغذ نوشته شده علم حاصل نمىشود به حكم أو ، خصوصا كه با آن مجتهد معاشرت نكرده أم واز طريقه أو در أصول واستنباط مطلع نيستم كه توانم حكم كنم كه : نظر به طريقه أو نبايست چنين حكم كند پس معلوم است كه مسامحه كرده يا سهود وغفلت رو داده . مطلب چهارم در اشاره به بعضي از مواضع مسامحه در وقف نامه است : أول اينكه در وقف چهار دانگ كه بر أولاد ذكور شده وبعد از انقراض ، بر إناث ، واقتصار بر اين بلكه با تقييد به ( إلى أن يرث الله الأرض ) داخل وقف منقطع الاخر مىشود . چون غالب انقراض أولاد است . وامر در اين سهل است چون اظهر در آن صحت است ومحمول است بر حبس . ودوم اينكه مجموع منافع چهار دانگ وقف أولاد را از روز وفات واقف تا دوازده سال تمام به سه نفر از زوجات أو بدهند ، واين كه مبلغ پانزده تومان منافع آن را در سال أول به سه نفر صباياى أو بدهند . وامر در اين مشكل است ، به سبب اينكه حقيقت اين وقف راجع مىشود به ( منقطع الوسط ) وموقوف عليه از أول أيام وفات ، زوجات مزبوره اند . وبعد از آنها أولاد ذكور . واگر تحديد به دوازده سال نبود باكى نبود . اما با تحديد به اين مدت چون محتمل است كه قبل
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 145 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي