تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
بر نفس هم علاوة مىشود . مطلب دوم : در توضيح وبيان مطلب آن مجتهد است در سجلى كه به وقف نامه نوشته است . زيرا كه آنچه را كه از براي خروج از شبهه از باب شرط ضمن العقد قرار داده ، مشتبه است . ومعلوم نيست كه مقصود ايشان خروج از شبهه در چه چيز است . وگمان حقير اين است كه دو چيز در نظر ايشان آمده از طريقه وقف واقف نسبت به دو دانگ ديگر مزرعه در وصاياي مفصله كه مخل است به حقيقت وقف : يكى اينكه از جمله وصاياي محرره رد مظالم واستيجار صوم وصلات وتلاوت قرآن است . واينها همه نفعي است كه عايد واقف مىشود . وشرط ( كردن ) آن منشأ ، بطلان است بنابر مشهور وگويا ايشان مذهب ابن جنيد را اختيار كرده اند ، واز براي خروج از شبهه مخالفت مشهور از پى چاره رفته اند وچاره را اين قرار داده اند كه اين را از باب ( شرط ضمن العقد ) كنند ، نه داخل ماهيت وقف . پس أصل ماهيت وقف متحقق شده باشد به وقف بر ساير خيرات ومبرات ، ومنتفع شدن خود را از باب شرط خارج قرار داده باشند كه دخلى به ماهيت وقف ندارد . به جهت اينكه البتة شرط در ضمن العقد غير از نفس عقد است والا در ضمن عقد بودن آن بي معنى مىشود . مثلا هر گاه كسى خانه را بفروشد ودر ضمن عقد بيع خانه شرط كند بايع ، كه مشترى هم أسب خود را به أو بفروشد ، بيع أسب مطلقا مدخليتى در ماهيت بيع خانه ندارد . واين شرط والزامي است كه از خارج شارع تجويز آن كرده . وبر اين وارد است أولا اينكه : چنان كه در تحقق حقيقت بيع تحقق أمور چند لازم است - كه بايع است ومشترى وعين معلومه وعوض معلوم وايجاب وقبول - وبعد از تحقق مجموع ، شرطي ( را ) در ما بين ايجاب وقبول ذكر مىكنند . پس همچنين در حقيقت وقف چند امر معتبر است : واقف وموقوف عليه وتأبيد وتنجيز واخراج از نفس بتمامها يعنى تمام ملك ومنافع آن را از خود بيرون كند وبراي مصرفى معين قرار دهد ابدا بدون تعليق به شرطي . پس هر گاه واقف بگويد ( وقفت هذه المزرعة على وجوه الخيرات والمبرات وشرطت ان يصرف مقدار مأتى تومان من منافعها لأجل رد المظالم واستيجار