تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
جهت است كه فردى است از افراد متولى . والحاصل : آنچه ممنوع است تصرف أو است در وقوف از حيثيت اينكه خود مقصود باشد در وقف به قصد أول . نه ثانيا وبالعرض . هر گاه اين را دانستى ، پس مىگوئيم كه در صورت مفروضه كه شرط كرده است كه ما دام الحيات كه خود متولى است نه عشر ونيم ببرد . وبعد الممات كه ولد أكبر متولى مىشود نيم عشر ببرد ، اگر نگوئيم كه صريح است در وقف بر خود ، لا أقل داخل عموم ( شرط انتفاع از براي كلى متولى ) نيست ، كه خود از حيثيت آنكه فردى است از كلى متولى ، جايز باشد كه ببرد هر چه را كه مطلق متولى مىبرد ، مثل كلى فقرا وفقها ، بلكه در اين صورت به قدر مساوى نيم عشر هم بر أو حلال نيست . به جهت آنكه نيم عشر وقتي حلال بود بر أو كه استحقاق از راه بودنش فردى از متولى كلى ، بود . ودر اينجا قدر مشتركى ميان خود وغير قرار نداده . بلكه در وقفى متولى خاصي قرار داده ومجموع نه عشر ونيم را از براي خود قرار داده ، واين نيست الا معنى شرط نفع از براي خود . واگر مىگويد كه من از حيثيت اينكه متوليم اين را مىبرم ، اين بي أصل است . به سبب اينكه هر گاه حيثيت توليت بنفسها مقتضى اين است پس بايد در غير أو هم ثابت باشد . وشكى نيست كه مفهوم اينكه ( از حيثيت اينكه متوليم ) مغايرست با مفهوم اينكه ( از حيثيت اينكه خود متوليم ) وگمان مىكنم كه اين مطلب از كمال وضوح احتياج به زيادة بر اين بيان ندارد . علاوة بر اينها گوئيم كه شرط انتفاع متولى از عموم حديث عسكرى ( ع ) مستفاد شده واين كه فرموده است كه ( الوقوف على حسب ما يوقفها أهلها ) ( 1 ) وآن منصرف مىشود به افراد متعارفه شروط واقفين . واين فردى كه حق التولية أغلب منافع باشد ( بلكه آنچه براي موقوف عليهم مىماند كالمعدوم است ) از اين حديث متبادر نمىشود . پس معلوم نيست كه چنين شرطي واجب الاتباع باشد در صورتي كه از براي مطلق متولى قرار دهد ، چه جاى آنكه از براي خود قرار دهد كه شائبه دخول آن در ضمن وقف
هامش
( 1 ) : وسائل : أبواب احكام الوقوف ، باب 2 ح 1 و 2 .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 140 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي