تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
جواز مشاركت تمام نيست . زيرا كه اطلاق اخبار منع ، اقتضا مىكند عدم جواز انتفاع را مطلقا ) . ودر آن اخبار مذكور نيست كه چون وقف بر خود است جايز نيست . ودر مسأله هم اجماعى نيست . وانصاف اين است كه متبادر از اخبار منع غير اين صورتي است كه از راه فقير بودن وفقيه بودن منتفع شود . وعموم حديث عسكرى ( ع ) ( 1 ) مقتضى اين است كه جايز باشد ، به سبب اينكه عمل كرده است به حسب آنچه وقف كرده واقف . چون واقف به فقرا مثلا وقف كرده واين هم فردى است از فقرا . چهارم : مشهور اين است كه جايز است كه توليت وقف را از براي خود قرار بدهد . چنان كه جايز است كه براي غير قرار دهد واز علامه در مختلف ظاهر مىشود دعوى اجماع ومخالف در مسأله ابن إدريس است وآن ضعيف است . پنجم : جايز است كه شرط كند از براي متولى كه بخورد وبخوراند . ودر حقيقت در اينجا متولى از جمله موقوف عليهم مىشود . واين شرط منافاتى با عقد وقف ندارد . ششم : مشهور اين است كه جايز است در اين صورت كه براي متولى شرط كرده خوردن وخورانيدن را كه هر گاه خود متولى باشد اينكه بخورد وبخوراند . وصاحب كفاية در جواز خوردن خود واقف هر گاه متولى باشد تأمل كرده . واين لازم قول ابن إدريس وعلامه است در مختلف زيرا كه عموم متولى هم مثل عموم فقرا وفقها است . بلكه چون ابن إدريس توليت واقف را جايز ندانسته ، به طريق أولى اين اكل وانتفاع جايز نخواهد بود چون داخل متولى نيست . وتحقيق در مسأله همان است كه در وقف بر فقرا وفقها گفتيم كه هر گاه شرط كرده است انتفاع خود را در صورت توليت ، جايز نيست . چون داخل ( شرط انتفاع خود ) است . وهر گاه شرط عدم انتفاع خود كرده ، حكم عدم جواز أوضح است . ودر صورت اطلاق جايز است ، زيرا كه مفروض اين است كه انتفاع از حيثيت اين است كه متولى است ، نه از حيثيت اينكه خود واقف است . ونه از حيثيت اينكه توليت خاصه است بلكه از اين
هامش
( 1 ) : وسائل : أبواب احكام الوقوف ، باب 2 ح 1 و 2 .