صحيح نيست .
واما مثل نكاح ورد وديعه وأمثال آن ، پس هر چند ثواب بردن در
آنها موقوف است بر اينكه داعى بر آنها امتثال امر الهى باشد ، ولكن چنان نيست
كه بدون آن اثرى مترتب نشود . بلكه دور نيست كه سلام ورد سلام هم از اين قبيل
باشد . پس هر گاه كسى سلام را به محض عادت مىكند ( وپدر ومادر أو
تعليم كرده اند كه سلام كن ، يا خود ديده كه مردم سلام مىكنند أو هم سلام
مىكند ، ومطلقا به خاطر أو خطور نكرده كه مستحب است وخداى تعالى
فرموده است ) چنين نيست كه مستحق جواب نباشد وثمره ( اى ) بر سلام أو مترتب
نشود ، وهمچنين كسى كه جواب مىگويد .
بخلاف صدقه كه هر گاه قصد قربت در آن نشود مثمر ثمره نيست . يعنى افاده
ثمرهء عقد صدقه كه انتقال ملك ولزوم آن بعد قبض است ، نمىكند . اگر چه
محتمل است كه افاده اباحه تصرف بكند اما نه از حيثيت اينكه صدقه است بلكه
از حيثيت مطلق اباحه كه در ضمن اين صدقه فاسده است . چنان كه در وكالت
فاسده علامه در تذكره وغير آن گفته اند . وقول به اين خالى از وجهي نيست . بلكه
اظهر اين است كه چنين باشد ، هر چند در ظاهر حال چنين مىنمايد كه
( جنس ) به انتفاء ( فصل ) منتفى مىشود ، و ( معناى عام ) را بعد انتفاى ( قيد )
بقائى نيست ( وتحقيق اين مطلب را در بسيارى از فوايد خود كرده أم ) واين در
وقتي است كه رضاى مطلق از صاحب مال معلوم باشد . واگر داند كه راضى
نيست كه به غير وجه تصدق صرف كند ، حرام خواهد بود .
وبدان كه : گاه است كه توان گفت كه افعال حسنه ( يعنى آنچه فاعل آن از
حيثيت اينكه فاعل آن است مستحق مدح وثواب است ) هر چند كه فاعل ، آن فعل
را من حيث إنه حسن ، مىكند نه به اميد مدح ونه به اميد ثواب ونه از براي اينكه
مطلوب الهى است ، باز مستحق مدح از خدا وخلق وهمچنين ثواب وشكر بوده
باشد . چنان كه بعض اخبار هم اشعار به آن دارد ، مثل آن روايتي كه رسول خدا ( ص )
آن دو نفر كافر را امر كرد به أمير المؤمنين ( ع ) كه گردن بزند وآن حضرت عرض
اسلام بر آنها كرد قبول نكردند ، يكى را كشت وديگرى را جبرئيل نازل شد ، كه
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: الميرزا القمي
ص١٠٦