تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
صحيح نيست . واما مثل نكاح ورد وديعه وأمثال آن ، پس هر چند ثواب بردن در آنها موقوف است بر اينكه داعى بر آنها امتثال امر الهى باشد ، ولكن چنان نيست كه بدون آن اثرى مترتب نشود . بلكه دور نيست كه سلام ورد سلام هم از اين قبيل باشد . پس هر گاه كسى سلام را به محض عادت مىكند ( وپدر ومادر أو تعليم كرده اند كه سلام كن ، يا خود ديده كه مردم سلام مىكنند أو هم سلام مىكند ، ومطلقا به خاطر أو خطور نكرده كه مستحب است وخداى تعالى فرموده است ) چنين نيست كه مستحق جواب نباشد وثمره ( اى ) بر سلام أو مترتب نشود ، وهمچنين كسى كه جواب مىگويد . بخلاف صدقه كه هر گاه قصد قربت در آن نشود مثمر ثمره نيست . يعنى افاده ثمرهء عقد صدقه كه انتقال ملك ولزوم آن بعد قبض است ، نمىكند . اگر چه محتمل است كه افاده اباحه تصرف بكند اما نه از حيثيت اينكه صدقه است بلكه از حيثيت مطلق اباحه كه در ضمن اين صدقه فاسده است . چنان كه در وكالت فاسده علامه در تذكره وغير آن گفته اند . وقول به اين خالى از وجهي نيست . بلكه اظهر اين است كه چنين باشد ، هر چند در ظاهر حال چنين مىنمايد كه ( جنس ) به انتفاء ( فصل ) منتفى مىشود ، و ( معناى عام ) را بعد انتفاى ( قيد ) بقائى نيست ( وتحقيق اين مطلب را در بسيارى از فوايد خود كرده أم ) واين در وقتي است كه رضاى مطلق از صاحب مال معلوم باشد . واگر داند كه راضى نيست كه به غير وجه تصدق صرف كند ، حرام خواهد بود . وبدان كه : گاه است كه توان گفت كه افعال حسنه ( يعنى آنچه فاعل آن از حيثيت اينكه فاعل آن است مستحق مدح وثواب است ) هر چند كه فاعل ، آن فعل را من حيث إنه حسن ، مىكند نه به اميد مدح ونه به اميد ثواب ونه از براي اينكه مطلوب الهى است ، باز مستحق مدح از خدا وخلق وهمچنين ثواب وشكر بوده باشد . چنان كه بعض اخبار هم اشعار به آن دارد ، مثل آن روايتي كه رسول خدا ( ص ) آن دو نفر كافر را امر كرد به أمير المؤمنين ( ع ) كه گردن بزند وآن حضرت عرض اسلام بر آنها كرد قبول نكردند ، يكى را كشت وديگرى را جبرئيل نازل شد ، كه