تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
شبه آنها داخل مىشود . چون وجوب آنها بالأصالة نيست . واما مشكل مىشود به كفارات وبه رد مظالم ، چون در كفارات حد معينى هست از شارع ، ودر رد مظالم تبرع بالأصالة نيست ، چون بالذات هم واجب است مگر اينكه بگوئيم فعل مكلف در تعدى به غير باعث بر اين شده ، پس مىگوئيم كه در رد مظالم صدقه ى واجبي است كه بدل اداى دين واجب است . واحكام صدقه بر آن جارى شود . بلكه مىگوئيم اختصاص به صورت تعدى ندارد ودر مطلق مجهول المالك سارى است وهمان صدقه مستحبه است كه بر متصرف واجب است ، وبر صاحب مال ، مستحب . واين از قبيل وكيل ووصى است در اخراج صدقهء مندوبه . وبه اين جهت است كه گفته اند كه مصرف آن مصرف صدقات مندوبه است . چون اينهم بالأصل مندوب است ووجوب آن عارضى است . چنان كه در مسالك در مسائل دين تصريح به آن كرده . وهمچنين در كفاره هم صدقه اى است كه به سبب تقصير مكلف واجب شده . ومراد از ( نصاب ) احتراز از مثل نصاب زكات است نه مطلق تحديد به مقدار معينى .
42 : سؤال : شخصي باغي را بر أولاد خود وأولاد أولاد خود وقف نموده . وموقوف عليهم طبقه بر طبقه محصول آن را بالسوية ، تا حال قسمت مىكرده اند . واز آن تاريخ تا حال آب همان باغ وقفى از زمين وباغ خالد نام مىرفته است كه آن باغ وقف شرب مىشد . وحال أولاد واقف مىخواهند كه آب همان باغ وقف را از جاى ديگر ببرند . در اين صورت مىتوانند كه آن استمرار قديم را ونهر قديم را دست بردارند واز باغ ديگر ونهر ديگر آب وقف را به باغ وقف ببرند يا نه ؟ - ؟ . جواب : اگر مراد اين است كه تغيير هيئت وقف بر نهجى كه سابق بوده مىتوان داد يا نه ، جواب آن اين است كه آنچه مورد وقف است باغ است . واگر آب هم وقف است معنى وقف آب همان وقف بودن مجرا است . ودر صورت سؤال نه تغييرى در باغ داده شده ونه در مجراى آبى كه وقف است . وهر گاه صلاح حال باغ وموقوف عليهم در اين است كه آب را از زمين وباغ خالد نبرند واز جاى ديگر ببرند ، كسى مانع ايشان نمىتواند شد . مگر اينكه مستلزم تغيير محل وقف از مجرا باشد ، يا منافى شرط واقف باشد .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 108 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي