تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
واگر مراد از سؤال اين است كه آيا خالد مىتواند منع كند از تغيير مجرا يا نه ، جواب آن اين است كه هر گاه طريقهء مستمرهء ثابت باشد كه آن آب هميشه از ميان باغ وزمين خالد عبور مىكرده ، وخالد هم دعواي استحقاق حق العبور مىكند ، وموقوف عليهم انكار كنند وبگويند كه اين عبور از باب عارية بوده . يا به عنوان عدوان وغصب بوده ، وشاهدي در ميان نباشد ، در اين صورت اظهر اين است كه قول خالد مقدم است با يمين . وبعد يمين ايشان را الزام مىكند كه باز آب را از باغ وزمين أو ببرند .
43 : سؤال : واقفي آب خود را در ميان شركاى قديم به ( هفته ) وقف نموده است . وچندى قبل از اين ، شركا از جهت قلت آب ومصلحت حال خود دوران وگردش آب را به ( هشت ) انداخته اند . آيا در اين صورت مىتوانند گردش آب را به هشت انداخت به استرضاى أولاد واقف ومتوليان - ؟ يا اينكه ( بايد ) گردش آب از قرارى كه واقف وقف كرده است ( باشد ) واز آن قرار عمل نمايند - ؟ . جواب : اين سؤال ، مقصود از آن معلوم نيست كه چه چيز است . لكن بايد دانست كه وقف آب صحيح نيست ، بلكه هر كه خواهد آب را وقف كند بايد مجراى آب را وقف كند . ووقف مشاع هر چند صحيح است لكن بايد مقدار آن معين باشد . وتعيين جزء مجرا به هفته وروز معنى ندارد . بلكه بايد ملاحظه كند كه چند يك آب ، كفايت باغ مىكند ، يا هر قدرس را كه منظور دارد كه وقف كند همان را وقف كند . مثلا بگويد ( ده يك اين مجرا را وقف كردم از براي اين باغ ) . وچون تقسيم مجرا متعذر يا متعسر است ، ( و ) انتفاع به آن بايد به طريق مهايات ونوبه باشد در اينجا حساب روز وهفته ضرور است . پس بنا مىگذارند هر شريكي از شركا در أصل مجرا ( مثلا ) يك روز معين تمام آن مجرا را متصرف شده وبه آب آن منتفع شود . ومهايات ونوبه از عقود لازمه نيست ، واز باب ( قسمت ) نيست كه بر هم نخورد . پس هر چند واقف بناى نوبه را به هفته گذاشته باشد شركا مىتوانند به ملاحظهء مصلحت ، بنا را به هشت يا بيشتر يا كمتر بگذارند . واين منافاة با شرط واقف ندارد . وهر گاه شرط هم كرده باشد ، لزومى ندارد .
44 : سؤال : شخصي باغي وقف كرده بر مصرفى . وآبى وقف كرده از براي آن . و