باب است كه خود آنها في نفسه متقضى اشتراط نيت هستند ، خواه شارع امر به
نيت بكند يا نه ، مثل نماز وحج وأمثال اينها از توقيفيات ، به جهت آنكه حكم در
آنها مخفى است وبدون قصد أطاعت ، امتثال عرفى متحقق نمىشود . ويا از آن
باب است كه في نفسه مقتضى آن نيست ، مانند توصليات كه حكمت آنها معلوم
است ، وآنها نيز بر دو قسم اند . بعضي از آن باب است كه شارع امر كرده است به
نيت وقصد تقرب ونيت را شرط صحت آن كرده ، مانند عتق وصدقهء متعارفهء
مبحوث عنها ووقف ، كه اگر امر شارع نبود با لذات صحت آنها موقوف به نيت
نبود . ومانند توقيفات كه بالذات موقوف اند به نيت . وبعضي از آن باب است كه
شارع نيت را شرط حصول ثواب وكمال آن قرار داده نه شرط صحت آن ، مثل نكاح
واداى دين واداى امانت وغير آن .
پس بنابر اين ، صدقه از جملهء عبادات مصطلحه كه مقابل معاملات است
ومنحصر است در أمور توقيفيه كه عقول به تمام حكمت هاى آن احاطه نمىكند ،
نيست . واما آنكه در بعضي عبارات مثل عبارت تذكره از جملهء عبادات شمرده ،
پس ظاهر اين است كه از راه مسامحه باشد . ومراد أو از عبادات در اينجا أعم است
از عبادت مصطلحه ، بلكه مراد از آن مطلق هر چيزى است كه منشأ رضاى الهى
باشد . مثل مطلق واجبات ومستحبات وترك منهيات ، كه ارتكاب واجتناب آنها را
عبادت مىگويند .
وبعضي فرق را به نحوى ديگر گذاشته وحاصل آن اين است كه صدقه با ساير
عبادات فرقش اين است كه آن نيتي كه در عبادات شرط است ( به آن تفصيل
وشرايط ومقارنهء فعل وخطور در خاطر ) در اينجا در كار نيست . بلكه في الجملة نيت
در اينجا كافى است ، به اين معنى كه چون حقتعالى خواسته ، مىكند . هر چند در
آن حال متذكر نباشد . مانند سلام كردن وجواب دادن ، ورد وديعه وأمثال آن . واين
فرق مشكل است . به جهت اينكه تحقيق در مسأله نيت عبادات مصطلحه نيز
همين است كه داعى بر فعل ، قصد طاعت الهى باشد ، و ( اخطار به بال ) ضرور
نيست . بكله حقيقت نيت همان ( قصد به فعل معين ) است به أعانت داعى امتثال .
اگر آن در صدقه موجود است همان نيت عبادت مصطلحه است . واگر نيست ، جزما
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: الميرزا القمي
ص١٠٥