تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
خدا بدهند به كسى هر چند محتاج نباشد على الأظهر . وتعريف آن چنان كه شهيد در دروس گفته است : ( هي العطية المتبرع بها بالأصالة من غير نصاب للقربة ) . واين را بعد از كتاب زكات وفطره گفته است . وبسيار از فقها آن را در كتاب وقف ، وبعضي در كتاب هبه ذكر كرده اند . وشهيد بعد از اين تعريف ، آيات واخبارى كه دلالت بر فضيلت صدقه دارند ذكر كرده است . ودر آخر مىگويد ( ويملك بالايجاب والقبول والقبض وان كان بالفعل ) . وشكى نيست كه مراد همگى در اينجا كه صدقه را از عقود شمرده اند ، اين ( صدقه به معنى خاص ) است كه در آخر گفتيم . نه معنى عامي كه شامل زكات وفطره وغير آن باشد . بلى فقها در آخر مبحث اين صدقه مىگويند كه صدقهء واجبه بر بني هاشم حرام است ، مگر اينكه از فرقهء خود ايشان باشد . ودر مستحبه خلاف كرده اند . واين سخن شامل زكات وفطره هم هست . بلكه صريحا متوجه حكم آنها شده اند . واين منشأ تو هم اين مىشود كه صدقه در عنوان اين باب ( به ) معنى أعم باشد . وجز ما چنين نيست . بلكه عنوان مبحث ، عقد شده از براي صدقه خاصه ( اى ) كه از عين المال خود تبرعا اخراج مىكند ونقل مصرف زكات وفطره استطرادى وبالتبع وبه ملاحظهء آن الطلاق ديگر كه أعم است ، شده . واما اشكال در اينكه اين صدقه اگر از عبادات است به جهت اشتراط نيت ، پس چرا در زمرهء عقود حساب شده ؟ واگر از عقود است ، پس چرا مشروط است به نيت ؟ : پس جواب آن اين است كه اين شق ثالثى است كه دو جنبه دارد ، از حيثيتي اطلاق عبادت به آن مىشود . واز جنبه ( اى ) داخل عقود ( است ) واگر اين را داخل عقود نكنيم وجهي از براي نقل ملك احدى به غير ، متصور نيست . واما در زكات وفطره وخمس وأمثال آن ، پس خود آن مال را حقتعالى مال مستحق قرار داده . بيش از اين نيست كه ولى اخراج آن ، مالك است . بخلاف صدقه كه فقير را در آن حقي نمىباشد ومال ملك مالك است ، ومجرد اباحه منشأ انتقال ملك نمىشود . پس محتاج مىشود به عقدي از عقود . وبيان اين مطلب اين است كه واجبات - بلكه مطلق مطلوبات شرعيه - يا از آن